مشاور روانشناسی

خصوصیات مردان خودشیفته چیست + دختران مورد علاقه آنها

هر آنچه که باید در مورد شخصیت خودشیفته در مردان بدانید

اگر فرصت خواندن متن را ندارید می توانید به وویس زیر با صدای مشاور متخصص مشاورکده دکتر مرضیه پیشکار گوش دهید:

محتوای این مقاله تحت نظارت تخصصی دکتر مهدخت عسگری ، روان‌شناس دارای شماره نظام 37843 ، بررسی و تأیید شده است.

چرا مشاوره فردی در برخورد با شخصیت خودشیفته در مردان مهم است؟ شاید برایتان پیش آمده باشد که با مردی روبه‌رو شوید که در نگاه اول همه چیزش جذاب، اعتمادبه‌نفسش بالا و رفتارهایش دلربا است، اما بعد از مدتی احساس کنید هر چقدر تلاش می‌کنید، آرامش و اطمینان در رابطه کمتر می‌شود.

مرد خودشیفته دقیقاً چنین شخصی است؛ کسی که بخش بزرگی از انرژی و توجهش صرف حفظ تصویر خودش می‌شود و رفتارهایش همیشه با نیاز به تحسین و تأیید دیگران گره خورده است. شناخت الگوهای رفتاری او نه تنها کمک می‌کند چرخه سرد و گرم رابطه را بفهمید، بلکه راهی برای حفظ آرامش و سلامت عاطفی خودتان هم نشان می‌دهد.

از نظر روانشناسی منظور از مردان خودشیفته چیست؟

در روان‌شناسی، به‌ویژه در نظریه‌های شخصیت و روان‌کاوی، « شخصیت خودشیفته در مردان» فقط یک صفت خودپسنانه  نیست بلکه این اصطلاح اشاره دارد به ساختار خاصی از شخصیت و نحوه شکل‌گیری خود (Self) که ریشه در رشد هیجانی فرد دارد. به عبارتی به مردانی گفته می‌شود که ویژگی‌های اختلال شخصیت خودشیفته (Narcissistic Personality Disorder – NPD) یا الگوهای پررنگِ خودشیفتگی در رفتارشان دیده می‌شود.

مهمترین خصوصیات مردان خودشیفته

در روان‌شناسی شخصیت، خودشیفتگی (Narcissism) به‌عنوان الگویی از بزرگ‌نمایی ارزش خود، نیاز به تحسین و ضعف در همدلی تعریف شده است. در آثار متخصصانی چون  کرنبرگ تأکید می‌شود که این ویژگی‌ها تنها رفتارهای ظاهری نیستند، بلکه بیانگر یک «ساختار درونی آسیب‌پذیر» هستند که پشت نقابِ اعتمادبه‌نفس مخفی شده است.

شخصیت خودشیفته در مردان معمولاً روابط، موفقیت و حتی شکست را از زاویۀ حفظ تصویرِ ایده‌آل‌شده از خود می‌بینند و همین موضوع باعث می‌شود رفتارشان هم در زندگی شخصی و هم در رابطه‌های عاطفی پیچیده و فرساینده شود.

مهم‌ترین خصوصیات مردان خودشیفته

احساس بزرگ‌منشی
نیاز دائمی به تحسین
کمبود یا فقدان همدلی
حساسیت شدید به انتقاد
بهره‌کشی عاطفی و روابط ابزاری
نوسان بین خودبزرگ‌بینی و احساس پوچی
کنترل‌گری و نیاز به برتری در روابط
ناتوانی در پذیرش مسئولیت

احساس بزرگ‌منشی

در نظریه‌های شخصیت خودشیفته در مردان، به‌ویژه در دیدگاه کِرنبرگ، بزرگ‌منشی به‌عنوان هسته مرکزی ساختار خودشیفته معرفی می‌شود. مرد خودشیفته احساس می‌کند به شکل ذاتی «خاص، استثنایی و برتر» است، حتی اگر شواهد بیرونی این برتری را تأیید نکنند.

این حسِ بزرگ‌منشی معمولاً برای پنهان کردن ضعف‌ها و ترس‌های درونی به کار می‌رود؛ زیرا خودِ واقعی آن‌ها اغلب شکننده و آسیب‌پذیر است. بزرگ‌منشی برای مرد خودشیفته نه یک رفتار نمایشی، بلکه بخشی از هویت روانی اوست. به همین دلیل نقد یا عدم‌توجه دیگران را نوعی تهدید برای این تصویر می‌بیند.

نیاز دائمی به تحسین

کوهات در نظریۀ «روان‌شناسی خود» توضیح می‌دهد که افراد خودشیفته برای حفظ انسجام شخصیتشان نیازمند «بازتاب‌گیری» از دیگران هستند. این یعنی مرد خودشیفته بدون دریافت تحسین، تأیید یا توجه، احساس بی‌ارزشی می‌کند. نیاز به تحسین برای او شبیه یک سوخت روانی است؛ چیزی که از بیرون تأمین می‌شود، نه از درون.

بنابراین روابط، محیط کار و حتی موقعیت‌های اجتماعی برای او میدان‌هایی هستند که در آن باید تحسین جمع کند. هرگونه بی‌توجهی را تهدیدی به حساب می‌آورد و واکنش‌های هیجانی شدید نشان می‌دهد.

کمبود یا فقدان همدلی

در منابعی مانند DSM-5 و کتاب‌های شخصیت‌شناسی میلون، فقدان همدلی یکی از ستون‌های اصلی شخصیت خودشیفته در مردان معرفی می‌شود. مرد خودشیفته توانایی چندانی برای درک رنج، احساسات یا نیازهای دیگران ندارد، مگر اینکه این احساسات به نوعی با نیازهای خود او گره بخورند. این فقدان همدلی ناشی از بی‌رحمی نیست؛ بلکه نتیجه تمرکز شدید بر حفظ «خودِ ایده‌آل‌شده» است.

او ناخودآگاه انرژی روانی خود را صرف محافظت از تصویر درونی می‌کند و این باعث می‌شود فضای کمی برای توجه واقعی به احساسات دیگران باقی بماند. در روابط عاطفی، این مسئله معمولاً به سردی یا بی‌توجهی تعبیر می‌شود.

گیف برای مشاوره با ما تماس بگیرید.

حساسیت شدید به انتقاد

کوهات این پدیده را «آسیب‌پذیری خودشیفته» می‌نامد. باوجود ظاهر بسیار مطمئن، مرد خودشیفته در برابر کوچک‌ترین انتقاد واکنش‌های شدیدی مانند خشم، تحقیر یا انکار نشان می‌دهد. دلیل این موضوع آن است که انتقاد برای او تنها یک نظر نیست؛ بلکه ضربه‌ای مستقیم به ساختار شکننده شخصیت محسوب می‌شود.

او نمی‌تواند بین نقد رفتار و نقد ارزش شخصی تفاوت بگذارد، به همین دلیل انتقاد را نوعی حمله وجودی تعبیر می‌کند. این حساسیت معمولاً منجر به واکنش‌های تدافعی، پرخاشگری یا قهر می‌شود.

بهره‌کشی عاطفی

در نظریۀ کرنبرگ، شخصیت خودشیفته در مردان روابط را «ابزاری» می‌بینند؛ یعنی دیگران را به‌عنوان منابعی برای تحسین، قدرت یا تأیید استفاده می‌کنند. مرد خودشیفته نمی‌تواند رابطه را یک پیوند دوطرفه ببیند، بلکه روابط برای او بخشی از سازوکاری هستند که به حفظ تصویر ذهنی‌اش کمک می‌کنند.

این بهره‌کشی ممکن است ظاهراً مهربانانه یا جذاب باشد، اما در عمق، کارکردی یک‌طرفه دارد. او به‌جای ارتباط واقعی، به دنبال کنترل و دریافت است. همین نگاه باعث می‌شود شریک رابطه احساس فرسودگی و نادیده‌گرفته‌شدن کند.

نوسان بین خودبزرگ‌بینی و احساس پوچی

میلّون و کرنبرگ این حالت را «نوسان خودشیفته» توصیف می‌کنند. مرد خودشیفته گاهی ممکنه یک روز احساس کند فردی شکست‌ناپذیر و برتر است و روز دیگر در خلوت خود احساس بی‌ارزشی شدید داشته باشد. این نوسان ناشی از نبود یک «خودِ پایدار» است. خودِ او به جای اینکه بر پایه تجربه‌های واقعی شکل گرفته باشد، بر پایه تصویرسازی و ایده‌آل‌سازی بنا شده است. به همین دلیل کوچک‌ترین ناکامی می‌تواند او را از اوج اعتمادبه‌نفس به عمق پوچی و بی‌ثباتی برساند. این تناقض در رفتار بیرونی او نیز قابل مشاهده است.

کنترل‌گری و نیاز به برتری در روابط

در روان‌شناسی شخصیت، شخصیت خودشیفته در مردان اغلب روابط را به‌عنوان صحنه‌ای برای اثبات برتری خود می‌بینند. مرد خودشیفته شاید تلاش کند شریک عاطفی یا اطرافیانش را کنترل کند تا جایگاه «برتر» خود را حفظ کند. این کنترل‌گری می‌تواند به‌صورت ظریف یا آشکار بروز کند: از تصمیم‌گیری‌های ریز تا تحقیر یا دخالت. او از برابری در رابطه می‌ترسد، زیرا برابری معمولاً با آسیب‌پذیری و پذیرش نقص همراه است—چیزی که برای او بسیار تهدیدکننده است. بنابراین حفظ سلطه را راهی برای جلوگیری از احساس ضعف می‌داند.

ناتوانی در پذیرش مسئولیت

در آثار شخصیت‌شناسی بالینی، خودشیفته‌ها معمولاً «طرح‌واره سرزنش» دارند؛ یعنی اشتباهات را بیرونی‌سازی می‌کنند. مرد خودشیفته پذیرش مسئولیت را برابر با اعتراف به ضعف می‌بیند، بنابراین از آن اجتناب می‌کند.

او شکست‌ها را به دیگران، شرایط یا سوءتفاهم‌ها نسبت می‌دهد و موفقیت‌ها را نتیجه توانایی‌های استثنایی خود معرفی می‌کند. این مکانیزم دفاعی به او کمک می‌کند تصویر ایده‌آل‌شده‌اش را حفظ کند، اما در روابط و محیط کار باعث تنش و بی‌اعتمادی می‌شود. این رفتار معمولاً اطرافیان را دچار سردرگمی و فرسودگی می‌کند.

رایج‌ترین رفتارهای مردان خودشیفته در رابطه عاطفی

وقتی از رفتارهای شخصیت خودشیفته در مردان در رابطه عاطفی حرف می‌زنیم، منظورمان فقط چند ویژگی اخلاقی آزاردهنده نیست؛ موضوع عمیق‌تر از این حرف‌هاست. این افراد معمولاً با یک دنیای درونی پیچیده وارد رابطه می‌شوند؛ دنیایی که ترکیبی است از نیاز شدید به دیده‌شدن، ترس از صمیمیت واقعی و تلاش همیشگی برای حفظ تصویر ارزشمندی‌شان.

به همین خاطر رفتارهایشان در رابطه معمولاً گرم و سرد می‌شود، گاهی بیش از حد نزدیک و گاهی غیرمنتظره دور. شناخت این الگوها کمک می‌کند بفهمیم پشت بسیاری از رفتارهای ناپایدار چه سازوکار روانی‌ای قرار دارد و چرا کنار چنین شخصیتی بودن می‌تواند هم جذاب باشد و هم خسته‌کننده.

اول رابطه خیلی رؤیایی و جذاب شروع می‌کنند، اما این تصویر پایدار نیست

معمولاً ابتدای رابطه طوری رفتار می‌کنند که طرف مقابل حس کند «واقعاً آدم خاصی وارد زندگی‌م شده. این شدت توجه و محبت بیشتر از اینکه نشانه‌ی شناخت واقعی باشد، نوعی حالتِ «ساختن تصویر کامل» است؛ هم از خودش، هم از شما. وقتی همه‌چیز مطابق انتظارش باشد، شما را در چشمش بالا می‌برد و حتی کمی اغراق‌آمیز تحسین می‌کند. اما این تصویر یک‌جور «تخیّل عاشقانه» است، نه یک شناخت عمیق. به همین دلیل وقتی رابطه معمولی‌تر می‌شود یا شما شبیه آن نسخه خیالی نیستید، گرم‌بودنش ناگهان کمرنگ می‌شود.

به مرور شروع می‌کنند به کوچک‌کردن یا بی‌اهمیت جلوه‌دادن شما

شخصیت خودشیفته در مردان یک‌دفعه از آن نگاه تحسین‌گرانه وارد فاز «گیر دادن» یا مقایسه‌کردن می‌شوند. نه اینکه لزوماً قصد آزار داشته باشند، بیشتر یک واکنش ناخودآگاه است به اینکه دیگر از طرف مقابل آن احساسِ فوق‌العاده‌بودن را نمی‌گیرند. پس اتوماتیک می‌روند سمت انتقادهای ریز و درشت: از ظاهر گرفته تا انتخاب‌ها و حتی احساسات. این رفتار بیشتر از اینکه نشانه بی‌ارزش دانستن شما باشد، دفاعی است برای حفظ تصویر خودش اما خب، ضربه‌اش را کسی می‌خورد که روبه‌رویش ایستاده.

از مخالفت یا انتقاد واقعاً می‌ترسند و واکنش‌شان معمولاً شدیده

حتی اگر خیلی آرام و مودبانه حرف بزنید، باز هم ممکن است همه چیز برایشان معنی «طرد شدن» یا «کافی نبودن» بدهد. برای همین واکنش‌هایی مثل قهر، عقب‌کشیدن، تندی کردن یا حتی حمله کردن می‌بینید. در اصل چیزی که رنجشان می‌دهد خودِ انتقاد نیست؛ ضربه‌ای است که به تصویر درونی‌شان می‌خورد. به همین دلیل بحث‌های ساده تبدیل می‌شود به یک جنگ بزرگ که توش یا باید ببرید یا ببازید. متأسفانه در چنین رابطه‌ای تقریباً همیشه طرف مقابل احساس می‌کند دارد با مین‌های احساسی راه می‌رود.

چرا مردان خودشیفته جذب دختران خاص می‌شوند؟

چرا مردان خودشیفته جذب دختران خاص می‌شوند؟

شخصیت خودشیفته در مردان معمولاً جذب دخترانی می‌شوند که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم نیازهای درونیِ آسیب‌پذیرشان را ارضا می‌کنند. در بسیاری از کتاب‌های روان‌تحلیل‌گری توضیح داده شده که آن‌ها به سمت زنانی کشیده می‌شوند که بتوانند نقش «آینه» را برایشان بازی کنند؛ یعنی تحسین‌شان کنند، به آن‌ها احساس خاص‌بودن بدهند و تصویری را که از خود ساخته‌اند تأیید کنند.

از طرفی، زنان حساس، مستقل یا با شخصیت قوی هم برایشان جذاب‌اند، چون به‌طور ناخودآگاه حس می‌کنند داشتن چنین شریکی ارزش آن‌ها را بالا می‌برد و به هویت «استثنایی»‌شان وزن بیشتری می‌دهد. در عین حال، این جذب اغلب ریشه در نیازهای عمیق‌تری مثل ترس از بی‌ارزشی، وابستگی پنهان و ناتوانی از ساختن صمیمیت واقعی دارد. برای همین است که مرد خودشیفته به دنبال «دختری خاص» می‌رود، اما معمولاً نه به خاطر خودش او، بلکه به خاطر تصویری که حضور او برایش می‌سازد.

مردان خودشیفته از چه دخترانی خوششان می‌آید؟

در روان‌شناسی شخصیت و روان‌تحلیل‌گری، وقتی بحث این مطرح می‌شود که مردان خودشیفته چه زنانی را جذاب می‌دانند منظور سلیقه سطحی یا انتخاب ساده نیست؛ بلکه این انتخاب معمولاً ریشه در نیازهای عمیق و ناهشیار آن‌ها دارد. مردان خودشیفته معمولاً جذب زنانی می‌شوند که بتوانند به شکلی خواسته‌ یا ناخواسته نیازهای عاطفی پنهانشان را برآورده کنند.

این مردان بیش از هر چیز به زنانی تمایل دارند که نقش «تقویت‌کننده هویت» را برای آن‌ها بازی کنند؛ یعنی حضورشان باعث شود مرد احساس ارزشمندی، جذابیت یا برتری بیشتری کند. زنانی که اعتمادبه‌نفس دارند، موفق‌اند، یا ویژگی‌های چشمگیر و متفاوتی دارند، برای یک مرد خودشیفته مانند جایزه‌ای هستند که می‌تواند ارزش خودش را از طریق آن بازتاب دهد. در کتاب‌های روان‌کاوی توضیح داده می‌شود که این جذب بیشتر از آنکه مربوط به خودِ زن باشد، مرتبط با تصویری است که زن برای او می‌سازد.

از طرف دیگر، شخصیت خودشیفته در مردان معمولاً شیفته زنانی می‌شوند که در کنار استقلال یا جذابیت‌شان، توانایی همدل‌بودن یا مراقبت‌کردن هم داشته باشند. این نوع زنان در ذهن مرد خودشیفته نقطه‌ای امن ایجاد می‌کنند؛ جایی که می‌توانند خستگی‌های هیجانی یا ترس‌های عمیقشان را پنهان کنند. هرچند خودشیفته‌ها ظاهراً قوی و بی‌نیاز به نظر می‌رسند، بخش بزرگی از این نیاز به مراقبت و تأیید همچنان در درونشان فعال است. زنانی که می‌توانند ترکیبی از تحسین، ثبات و توجه ارائه دهند، معمولاً برایشان بسیار جذاب می‌شوند.

در عین حال، زنان آرام، انعطاف‌پذیر یا کسانی که تمایل به خوش‌رفتاری و حمایت دارند نیز برای این مردان جذاب‌اند؛ چون ارتباط با این نوع زنان کمتر تهدیدکننده است. چنین زنانی معمولاً حاشیه امنیتی ایجاد می‌کنند که مرد خودشیفته بتواند احساس برتری خود را حفظ کند بدون اینکه مرتبا چالش شود. این انتخاب کاملاً ناخودآگاه است و ربطی به بدخواهی ندارد؛ بیشتر نوعی تلاش برای فرار از اضطراب‌های درونی و تقویت احساس هویت است.

جالب اینجاست که در کنار این‌ها، مردان خودشیفته گاهی جذب زنانی می‌شوند که شخصیت قوی، محبوبیت اجتماعی یا جذابیت خاص دارند؛ اما این جذب همیشه سالم نیست. زن قوی برای او مانند نمادی است که با داشتنش می‌تواند خودش را «برنده» یا «بالا» احساس کند. چنین رابطه‌ای به‌ظاهر پرشور و قدرتمند است، اما زیر پوستش هدف اصلی بیشتر تقویت تصویر مرد است تا ساختن یک رابطه واقعی.

در نهایت، جذابیت مرد خودشیفته نسبت به زنان بیشتر حول این محور می‌چرخد که آیا آن زن می‌تواند «بازتابی از ارزش او» باشد یا نه. مرد خودشیفته دنبال زنی نیست که او را بشناسد؛ دنبال زنی است که احساس خاص‌بودن درونی‌اش را زنده نگه دارد. هر زنی که بتواند این نقش را—چه با زیبایی، چه با موفقیت، چه با مهربانی—ایفا کند، معمولاً برای او به‌شدت جذاب می‌شود. اما این جذابیت بیشتر بر نیاز استوار است تا یک انتخاب سالم و پایدار.

چرا مردان خودشیفته این‌قدر به تحسین نیاز دارند؟

چرا مردان خودشیفته این‌قدر به تحسین نیاز دارند؟

نیاز شدید شخصیت خودشیفته در مردان به تحسین، ریشه در ساختار «خود» آن‌ها دارد؛ چیزی که در کتاب‌های **هینز کوهات** و نظریه «روان‌شناسی خود» دقیقاً توضیح داده شده است. در این دیدگاه گفته می‌شود که فرد خودشیفته در کودکی فرصت کافی برای ساختن یک «خودِ پایدار» پیدا نکرده؛ یعنی یا بیش‌ازحد تحسین شده و واقعیت‌سنجی مناسبی نداشته، یا بالعکس بی‌توجهی و تحقیر را تجربه کرده است.

در نتیجه، او در بزرگسالی نمی‌تواند از درون احساس ارزشمندی را نگه دارد و مجبور است این احساس را از بیرون دریافت کند. تحسین برای او یک نوع «سوخت روانی» است؛ چیزی که اگر از بیرون تأمین نشود، احساس فروپاشی، بی‌ارزشی و حتی خشم درونی پیدا می‌کند. برای همین، تأیید دیگران فقط خوشحالی معمولی برایش نمی‌آورد، بلکه مثل یک ابزار حیاتی برای سرپا نگه داشتن تصویر خودش عمل می‌کند.

در آثار اتو کرنبرگ نیز توضیح داده می‌شود که ساختار روانی خودشیفته بر پایه «خودِ بزرگ‌نمایی‌شده» بنا شده؛ اما این خودِ بزرگ‌نمایی‌شده بسیار شکننده است. بنابراین کوچک‌ترین بی‌توجهی یا نقد، برای او تهدیدی واقعی محسوب می‌شود، چون انگار مهری است بر اینکه ارزش واقعی‌اش کمتر از چیزی است که به خودش گفته.

تحسین به او کمک می‌کند این شکاف بین «خود واقعی» و «خود آرمانی» را پنهان کند و احساس کند که واقعاً همان فرد خاص و استثنایی است که می‌خواهد باشد. به همین دلیل نیاز به تحسین در مردان خودشیفته نه از سر تکبّر صرف، بلکه از یک اضطراب عمیق درونی، ترس از ناکافی‌بودن و تلاش دائمی برای سرپا نگه داشتن هویتی است که بدون تأیید بیرونی پایدار نمی‌ماند.

آیا می‌توان مرد خودشیفته را تغییر داد؟

تغییر شخصیت خودشیفته در مردان ممکن است، اما ساده و سریع نیست. در کتاب‌های درمان اختلالات شخصیت، به‌ویژه در نوشته‌های کرنبرگ و مسترسن، توضیح داده می‌شود که خودشیفتگی ریشه در ساختار هویتی فرد دارد، نه فقط در رفتارهای سطحی. یعنی برای تغییر واقعی، فرد باید بتواند با بخش‌های آسیب‌پذیر و ناپایدار درون خودش مواجه شود و این کاری است که معمولاً مقاومت شدیدی ایجاد می‌کند.

مرد خودشیفته فقط زمانی وارد فرآیند تغییر می‌شود که درد رابطه یا شکست‌های زندگی او را به نقطه‌ای برساند که دیگر نتواند همان مسیر همیشگی را ادامه دهد. و حتی در این مرحله نیز نیاز به درمان تخصصی طولانی‌مدت دارد ترجیحاً درمان‌های مبتنی بر روابط شیئی یا روان‌شناسی خود. بنابراین تغییر ممکن است، اما تنها زمانی که انگیزه درونی درمان پایدار و مواجهه با واقعیت‌های عاطفی وجود داشته باشد.

روش های خلع سلاح کردن مردان خودشیفته

روش های خلع سلاح کردن مردان خودشیفته

خلع سلاح کردن مردان خودشیفته یعنی اینکه بتوانید آرامش خودتان را حفظ کنید و اجازه ندهید رفتارهایشان شما را خسته یا ناامید کند. این کار به معنای کنترل کردن شخصیت خودشیفته در مردان نیست، بلکه یعنی یاد بگیرید چطور واکنش‌هایتان را مدیریت کنید و درگیر بازی‌های هیجانی و دعواهای بی‌پایان نشوید.

وقتی کسی رفتار انتقادگر یا کنترل‌گرانه دارد، طبیعی است که بخواهید جواب بدهید یا اثبات کنید حق با شماست، اما مرد خودشیفته از این واکنش‌ها انرژی می‌گیرد و چرخه رفتارهایش ادامه پیدا می‌کند. آرام بودن و ثابت قدم ماندن باعث می‌شود او به مرور نتواند همان الگوهای تخریب‌گر را ادامه دهد. ضمن اینکه مستقل بودن، چه از نظر هیجانی و چه مالی، و داشتن حمایت اطرافیان، به شما کمک می‌کند کمتر تحت فشار او قرار بگیرید و رابطه سالم‌تری داشته باشید. در واقع، خلع سلاح یعنی مراقبت از خودتان و یاد گرفتن اینکه نیازی نیست هر رفتاری را تحمل کنید تا رابطه حفظ شود؛ وقتی شما آرام و قوی باشید، او هم مجبور می‌شود خودش را با شرایط جدید وفق دهد.

در پایان باید بدانید

رابطه با شخصیت خودشیفته در مردان همیشه ترکیبی است از جذابیت، کشش و خستگی. مهم است بدانید که مشکل اصلی شما نیستید؛ بلکه ساختاری است که او از کودکی با خود حمل کرده است. تغییر او هرگز وظیفه شما نیست، و سلامت عاطفی‌تان نباید قربانی تلاش برای اصلاح کسی شود که فقط با درد و آگاهی درونی تغییر خواهد کرد. اگر در رابطه هستید، شناخت الگوها و محافظت از خود مهم‌تر از تلاش برای نجات دادن اوست.

❓ سوالات متداولی که از مشاورکده می پرسید :

❓ آیا مردان خودشیفته واقعاً می‌توانند عاشق شوند؟

بله، اما عشقشان با عشق معمولی متفاوت است. آن‌ها بیشتر جذب تصویری می‌شوند که شریکشان برایشان ایجاد می‌کند و نه صرفاً خودِ فرد. احساساتشان واقعی است، اما معمولاً ناپایدار و وابسته به تحسین و تأیید بیرونی است

❓ آیا مرد خودشیفته می‌تواند تغییر کند؟

تغییر ممکن است، اما بسیار سخت است و معمولاً به درمان طولانی‌مدت نیاز دارد. انگیزه درونی، پذیرش آسیب‌پذیری و مواجهه با واقعیت‌های شخصی، پیش‌شرط‌های ضروری برای تغییر او هستند.

❓ چرا مردان خودشیفته این‌قدر به تحسین و توجه نیاز دارند؟

نیاز شدید به تحسین ریشه در ساختار آسیب‌پذیر «خود» آن‌ها دارد. تحسین دیگران به آن‌ها کمک می‌کند احساس ارزشمندی خود را حفظ کنند و فاصله بین «خود واقعی» و «خود آرمانی» را پنهان کنند.

❓ چگونه می‌توان از خود در برابر رفتارهای مخرب او محافظت کرد؟

با مشخص کردن حد و مرزهای روشن، حفظ آرامش در واکنش‌ها. هدف این است که شما انرژی و آرامشتان را از دست ندهید و چرخه رفتارهای کنترل‌گرانه و انتقادگرانه او ادامه پیدا نکند.

❓ آیا رابطه با مرد خودشیفته همیشه فرساینده است؟

رابطه می‌تواند جذاب و پرشور باشد، به خصوص در ابتدای آن، اما بدون خودآگاهی و تلاش برای تغییر، اغلب خسته‌کننده و پرتنش می‌شود. شناخت الگوهای رفتاری او و مراقبت از خود، مهم‌ترین راه برای حفظ سلامت روان در این رابطه است.

بنر برای مشاوره در مورد شخصیت خودشیفته در مردان با ما تماس بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات مشاوره روانشناسی

آخرین مقالات مشاوره روانشناسی

برای تماس با مشاور کلیک کنید!