
تاریخ آخرین بروزرسانی راهنمای درمان استرس پس از سانحه: آذر ماه ۱۴۰۴
محتوای این مقاله تحت نظارت تخصصی دکتر زهرا رمضانخانی، روانشناس دارای شماره نظام ۳۶۳۴، بررسی و تأیید شده است.
اگر فرصت خواندن متن را ندارید می توانید به وویس زیر با صدای مشاور متخصص مشاورکده دکتر مرضیه پیشکار گوش دهید:
استرس پس از سانحه وقتی سراغ آدم میاد که یه حادثه خیلی سخت یا ترسناک رو تجربه کرده باشی، مثل تصادف، خشونت یا تجربه جنگ. این اختلال باعث میشه فرد حتی بعد از گذشت زمان، خاطرات و احساسهای آزاردهنده اون حادثه دوباره برگردن و روی زندگی روزمره اثر بذارن. علائم مثل کابوس، اضطراب شدید، پرخاشگری یا اجتناب از موقعیتهای خاص، میتونن زندگی رو سخت کنن.
هدف این مطلب اینه که اطلاعات علمی و عملی در مورد درمان استرس پس از سانحه بهت بده، طوری که بدونی این اختلال چی هست و چطور میتونه روی احساسات، رفتار و زندگی روزمره تاثیر بذاره. خیلی از افراد وقتی با استرس پس از سانحه روبهرو میشن، حس میکنن کنترل زندگی از دستشون خارج شده و حتی چیزهای کوچک هم اضطرابشون رو زیاد میکنه. در این مسیر، مشاوره فردی نقش مهمی داره و میتونه کمک کنه با شناخت علائم، دلایل و راههای مدیریت این اختلال آرامش بیشتری پیدا کنی و قدمهای درست برای بهبود برداری. همچنین یاد میگیری چه زمانی لازمه به روانشناس یا متخصص مراجعه کنی تا با کمک حرفهای، خاطرات آزاردهنده کمتر روی تو و زندگی روزمرهت اثر بذارن و بتونی دوباره احساس امنیت و آرامش داشته باشی.
فهرست مطالب
استرس پس از سانحه یا (PTSD) چیست؟
اختلال استرس پس از سانحه یعنی وقتی یه اتفاق خیلی بد یا ترسناک برات میافته و بعدش ذهنت ولکن ماجرا نیست. انگار بدنت هنوز فکر میکنه خطری در کاره، حتی وقتی همه چیز تموم شده. ممکنه یه تصادف، دعوای شدید، بلای طبیعی یا هر تجربه تلخی باعثش بشه. خلاصه اینکه مغزت هنوز تو حالت “مواظب باش”، گیر کرده.
تو این حالت ممکنه هی صحنه اتفاق برات تکرار بشه، خوابهای بد ببینی یا با یه چیز کوچیک دوباره دلت بریزه. خیلیها هم از جاهایی که یادشون میاندازه فرار میکنن. یعنی در ظاهر زندگی عادیه، ولی تو وجودت هنوز اوضاع “ناامن” حس میشه. استرس پس از سانحه همون گیر کردن تو حس خطره وقتی که دیگه واقعا خطری نیست.
علائم رایج استرس پس از سانحه
در کتابهای معتبر مثل DSM-5 و نوشتههای نویسندههایی مثل بسل وندرکُلک و جودیت هرمن چند تا نشونه رایج برای استرس پس از سانحه گفته شده که در ادامه براتون نوشتم:
فلاشبک و یادآوری ناگهانی
یهدفعه بدون اینکه بخوای، صحنهی اون اتفاق دوباره میپره جلوی چشمت؛ انگار داری همون لحظه رو دوباره زندگی میکنی.
کابوسهای مکرر
خوابای بد و آشفته که هی اتفاق رو برات زنده میکنه و باعث میشه از خواب بپری یا از خوابیدن بترسی.
اجتناب
سعی میکنی از هر چیزی که حتی یه ذره بوی اون حادثه رو میده دوری کنی؛ مثل مکانها، آدمها، یا حتی حرف زدن دربارهاش.
گوشبهزنگی دائمی
بدنت همیشه تو حالت آمادهباشه؛ با یه صدای کوچیک میپری، زود عصبانی میشی یا آروم نمیگیری.
بیحسی یا کرختی احساسی
یه جورایی انگار از درون خاموش میشی؛ حس نمیکنی مثل قبل، به چیزایی که قبلاً دوست داشتی بیتفاوت میشی.
افکار منفی درباره خودت یا دنیا
ممکنه حس گناه، شرم یا ناامنی دائم داشته باشی و فکر کنی هیچچیز دیگه امن نیست.

دلایل بروز استرس پس از سانحه و عوامل تشدیدکننده
وقتی یه اتفاق خیلی سنگین، ترسناک یا شوکهکننده میافته، مغز بعضی وقتا اصلاً نمیتونه درست هضمش کنه. انگار سیستم عصبی رو حالت «خطر فوری» گیر میکنه و ولکن هم نیست. همین چیزیه که تو کتابهای بسل وندرکُلک، جودیت هرمن و حتی تو DSM-5 توضیح میدن.
اینکه اتفاق چقدر شدید بوده، چقدر غیرمنتظره سر رسیده، چقدر طول کشیده و اون لحظه آدم چقدر احساس گیر افتادن یا بیقدرتی کرده همه اینا تو شدت ضربه تأثیر دارن. اگه یکی قبلاً هم تروما یا سختیهای جدی داشته باشه، دیگه ذخیره روانیش کم شده و یه حادثه جدید خیلی سریعتر میتونه از پا بندازدش. از اون طرف، ژنتیک و بدن هم بیتقصیر نیستن؛ مثلاً کسی که سیستم استرسش خیلی تیز عمل میکنه یا سابقه اضطراب و افسردگی داره، بیشتر مستعده که بعد یه حادثه بزرگ تو مسیر PTSD بیفته.
بعد از اتفاق هم یهسری چیزها هست که اوضاع رو بدتر میکنه، مخصوصاً وقتی آدم تنهاست و کسی نیست حالش رو بفهمه یا یه کم تکیهگاهش باشه. وقتی حمایت عاطفی نباشه، مغز حس امنیت نمیگیره و روند ترمیم کند میشه. مشکلات جانبی هم مثل فشار مالی، دعواهای خانوادگی، تنهایی، یا اینکه دیگران بیانصافانه سرزنشت کنن، میتونه زخم اصلی رو عمیقتر کنه.
از اون طرف، فکر و خیال و مرور دائم حادثه، برخورد هرروزه با چیزهایی که یادش میارن، خواب کم و برنامه روزمره بههمریخته هم سیستم عصبی رو خسته و فرسودهتر میکنه. خلاصه هرچی که نذاره مغز بفهمه «اتفاق تموم شده»، همون چیزیه که آدم رو تو حالت ترس، تنش و آمادهباش نگه میداره.
انواع استرس پس از سانحه

گاهی بعد از یه اتفاق خیلی بد، آدمها فقط یه جور واکنش ندارن؛ تروما هزار تا شکل میتونه داشته باشه و هرکی بنا به گذشته و شرایطش یه جوری درگیرش میشه. روانشناسها هم تو کتابهای تخصصی تروما میگن استرس پس از سانحه یه مدل ثابت و خشک نیست، چندتا حالت مختلف داره. شناخت اینا کمک میکنه آدم بفهمه دقیقاً تو چه وضعیه و راحتتر مسیر بهبود رو پیدا کنه.
استرس پس از سانحه حاد
این همون حالتیه که تو ماههای اول بعد از حادثه خودش رو نشون میده. هنوز شوک، ترس، کابوس، یادآوری و بدن هم هی روی مود «هشدار» گیر کرده. تو DSM-5 هم میگن وقتی این وضعیت بین یه تا سه ماه طول بکشه، تو دسته «حاد» قرار میگیره.
استرس پس از سانحه مزمن
اگه این علائم از سه ماه رد بشه و کمکم تبدیل به یه حال دائمی بشه، میگن مزمن شده. اینجاست که آدم حس میکنه «دیگه اون آدم قبلی نیست». تو نوشتههای جودیت هرمن و بقیه هم هست که اثرات استرس مزمن معمولاً از پردازش نشدن تروما و نبودن حمایت کافی میاد.
استرس پس از سانحه با شروع تأخیری
بعضی وقتا آدم اولش خیلی هم بد حال نمیشه، ولی چند ماه بعد حتی بیشتر یهو علائم میریزه رو سرش. معمولاً برای وقتیه که فرد بعد حادثه خودش رو سر کار نگه داشته بوده، یا فشارهای جدید زندگی همدیگه رو هل دادهاند و تروما رو دوباره فعال کردهاند. این یکی معمولاً کاملاً ناگهانی بهنظر میرسه.
استرس پس از سانحه پیچیده
این نوع بیشتر برای آدمهایی دیده میشه که مدت طولانی تحت فشار یا تروما بودهاند: کودکآزاری، خشونت خانگی، زندان، اسارت و از این مدل تجربهها. اینجا علاوه بر علائم معمول استرس پس از سانحه، آدم تو احساسات، تو رابطهها و حتی تو حس هویت خودش هم گیر پیدا میکنه. بسل وندرکُلک و جودیت هرمن خیلی درباره این نوع حرف زدهاند و میگن وقتی «زخم طولانیمدت» باشه، اثرش هم طولانیتر و عمیقتره.
درمانهای علمی استرس پس از سانحه

روش های درمان استرس پس از سانحه
| درمان شناختی–رفتاری متمرکز بر تروما (TF-CBT) |
| پردازش و بازفرآوری با حرکات چشمی (EMDR) |
| درمان مبتنی بر بدن (Somatic Experiencing) |
| دارودرمانی |
| درمان گروهی و حمایت اجتماعی |
درمان شناختی–رفتاری متمرکز بر تروما (TF-CBT)
تو این روش درمان استرس پس از سانحه، رواندرمانگر کمکت میکنه با خاطرات و افکار دردناک روبهرو بشی و به مرور یاد بگیری که این اتفاقها دیگه تهدید واقعی نیستن و نباید کنترلت کنن. تمرینات مختلفی داری که باهاشون میتونی افکار منفی، احساس گناه و شرم رو شناسایی و کم کنی. با گذشت زمان، مغز یاد میگیره واکنشهای شدید و استرس دائمی کم بشه و تو راحتتر بتونی روزمره زندگی کنی و خواب و تمرکزت بهتر بشه. این روش خیلی علمی و رایجترین درمان استرس پس از سانحه در کتابهای مرجع مثل Trauma and Recovery و DSM-5 معرفی شده.
پردازش و بازفرآوری با حرکات چشمی (EMDR)
تو این روش، با حرکت دادن چشمها یا تمرینات ذهنی خاص، مغز یاد میگیره خاطرات دردناک رو پردازش کنه بدون اینکه اضطراب و استرس شدید ایجاد بشه. یعنی وقتی یه صحنه یا یادآوری به ذهنت میاد، دیگه حالت بهم نمیریزه و کمتر حس وحشت یا ترس میکنی. این روش به آدم کمک میکنه کنترل بیشتری روی افکار و احساساتش داشته باشه و خیلی از کسانی که فلاشبک و کابوسهای شدید داشتن، بعد از چند جلسه تفاوت زیادی احساس میکنن.
درمان مبتنی بر بدن (Somatic Experiencing)
در این روش درمان استرس پس از سانحه تمرکز روی بدن و واکنشهای فیزیکی ناشی از تروماست و هدفش اینه که تنشها و اضطراب انباشتهشده از حادثه رو از بدنت بیرون بریزی. با تمرینات ساده، یاد میگیری سیستم عصبیت آرام بشه و دیگه بدن دائماً روی حالت آمادهباش نباشه. این روش کمک میکنه بعد از تروما دوباره حس امنیت، آرامش و کنترل روی بدن و ذهن خودت پیدا کنی و واکنشهای شدید عصبی و استرس کمتر تجربه بشه.
دارودرمانی
گاهی وقتی اضطراب، افسردگی یا بیخوابی ناشی از استرس پس از سانحه شدید میشه، روانپزشک داروهایی مثل SSRI تجویز میکنه تا حالت عمومی ذهن و بدن آرامتر بشه. این داروها کمک میکنن که افکار منفی و استرس کمتر روی زندگی روزمره اثر بذارن و رواندرمانی راحتتر جواب بده. معمولاً دارو به تنهایی درمان نیست، ولی وقتی با رواندرمانی ترکیب میشه، روند بهبودی خیلی سریعتر و مؤثرتر میشه.
درمان گروهی و حمایت اجتماعی
شرکت تو گروههای درمانی یا حرف زدن با آدمهایی که تجربه استرس پس از سانحه مشابه داشتن، باعث میشه حس تنهایی و انزوا کم بشه و بفهمی که تنها نیستی. این روش بهت کمک میکنه احساس پذیرفته شدن پیدا کنی و بتونی درباره ترسها و اضطرابهای خودت راحت صحبت کنی. همچنین دیدن اینکه دیگران هم مسیر بهبودی رو طی میکنن و توانستهاند با تروما کنار بیان، امید و اعتماد به نفس تو برای ادامه درمان و زندگی بهتر بیشتر میشه.
تمرینهای ساده روزانه برای کاهش علائم استرس پس از سانحه

لیست تمرین ها
| تمرین | تاثیر تمرین در ما |
|---|---|
| تنفس عمیق و آرام | استرس و اضطراب رو کم میکنه و بدن رو آروم میکنه |
| توجه آگاهانه (Mindfulness) | کمک میکنه تو لحظه حال باشی و خاطرات بد کمتر اذیتت کنن |
| ورزش سبک روزانه | استرس و انرژی منفی بدن رو آزاد میکنه |
| نوشتن احساسات | کمک میکنه افکار و احساساتت بیرون بریزن و سبکتر بشی |
| ارتباط با دیگران | حس تنهایی رو کم میکنه و حمایت اجتماعی میاره |
| تصویرسازی آرامش | ذهن و بدن رو به حالت امن و راحت میبره |
نفس عمیق و آرام
این تمرین خیلی سادهست؛ فقط یه جای راحت بشین، نفسهات رو عمیق و آهسته بکش و بعد آهسته بیرون بده. وقتی این کارو میکنی، بدن کمکم از حالت «همیشه آماده خطر» درمیاد و آرامتر میشه. با چند دقیقه تمرین روزانه، حس استرس و اضطراب کم میشه و راحتتر میتونی روی کارهای روزمره یا خواب و استراحتت تمرکز کنی.
توجه آگاهانه (Mindfulness)
اینجا هدف درمان استرس پس از سانحه اینه که تمرکزت روی همین لحظه باشه و فکر به گذشته یا نگرانیهای آینده نره. میتونی روی نفس کشیدن، صدای محیط یا حس بدنت تمرکز کنی. این کار باعث میشه خاطرات بد کمتر مزاحمت ایجاد کنن و آرامش بیشتری حس کنی، انگار ذهنت یه استراحت کوتاه میگیره.
ورزش سبک روزانه
پیادهروی، حرکات کششی یا ورزش سبک خیلی بهت کمک میکنه تا انرژی منفی و استرس بدن آزاد بشه. ورزش باعث ترشح هورمونهای خوب مثل اندورفین میشه که حس بهتر و آرامش بیشتری میده. حتی فقط ۱۰–۱۵ دقیقه ورزش در روز میتونه باعث بشه شبها بهتر بخوابی و فشار روانی کمتر بشه.
نوشتن احساسات
هر روز چند دقیقه وقت بذار و افکار، نگرانیها یا حسهای خودت رو روی کاغذ بریز. این کار ذهن رو سبک میکنه و اضطراب رو کم میکنه. وقتی نوشتهها رو مرور میکنی، میبینی مشکلات قابل کنترلتر شدن و حس گناه یا شرم کمتر میشه؛ انگار یه بار اضافه از روی دوشت برداشته شده.
ارتباط با دیگران
حرف زدن با دوست، خانواده یا گروه حمایتی خیلی کمک میکنه حس تنهایی کم بشه و بفهمی تنها نیستی. فقط شنیده شدن و همراهی شدن خودش میتونه آرامش بده و استرس رو کم کنه. وقتی دیگران هم تجربه مشابه داشتن، میبینی که میشه با تروما کنار اومد و امیدت برای بهبود بیشتر میشه.
تصویرسازی آرامش
چند دقیقه چشمها رو ببند و یه جای امن و راحت تو ذهنت تصور کن؛ میتونه ساحل، جنگل یا هرجای دیگهای باشه که حس خوب و آرامش بهت میده. با این کار مغز یاد میگیره حتی وقتی استرس داری هم میتونه کمی آرامش پیدا کنه. تمرین روزانه باعث میشه وقتی فشار روانی زیاد میشه، یه مکان امن ذهنی داشته باشی که حالت رو بهتر کنه.
مطالب مرتبط : عوارض استرس و اضطراب
تفاوت استرس پس از سانحه با اضطراب و افسردگی

استرس پس از سانحه وقتی پیش میاد که یه اتفاق خیلی ترسناک یا تکاندهنده برات رخ داده و ذهنت هنوز نتونسته از اون حالت خطر خارج بشه. یعنی حتی وقتی حادثه تموم شده، بدن و مغزت مثل همون لحظه واکنش شدید نشون میده؛ هی فلاشبک میبینی، کابوس میبینی یا از جاها و آدمهایی که یادآور حادثهان فرار میکنی. این باعث میشه همیشه حس آمادهباش و استرس شدید داشته باشی و کنترل حالتت سخت باشه.
اضطراب اما بیشتر یه نگرانی و دلشوره دائمیه که معمولاً از آینده یا مشکلات روزمره میاد، نه یه حادثه شدید گذشته. تو اضطراب، ممکنه همیشه نگران کار، امتحان، روابط یا مسائل کوچیک باشی و بدن حالت آمادهباش داشته باشه، ولی خبری از فلاشبک و کابوس شدید ناشی از حادثه نیست. اضطراب بیشتر به فکر کردن و استرس روزمره مربوطه و معمولا بعد از آرامش پیدا کردن هم کمی بهتر میشه.
افسردگی یه چیز دیگهست؛ وقتی افسردهای، طولانی مدت غمگینی، بیانرژی هستی و دیگه علاقهای به چیزایی که قبلاً دوست داشتی نداری. ذهن و بدن حالت خالی شدن و خستگی دائمی دارن و تمرکزشون روی تهی بودن و کاهش انگیزهست، نه ترس یا آمادهباش مثل استرس پس از سانحه. افسردگی میتونه با اضطراب همراه باشه، ولی ریشه اصلیش بیشتر تو خستگی روانی، ناامیدی و کاهش لذت از زندگیه، نه یه حادثه خاص.
خلاصه اینکه، استرس پس از سانحه واکنش شدیده به یه حادثه خاص، اضطراب نگرانی دائم و آیندهنگره و افسردگی غم و بیانرژی بودن طولانی و کاهش علاقه به زندگیه. هر کدوم میتونن با هم ترکیب بشن، ولی ریشه و نحوه تجربهشون فرق داره.
پیشنهاد ما به شما : وسواس فکری چیست؟
تاثیر استرس پس از سانحه بر روابط و زندگی روزمره
وقتی کسی استرس پس از سانحه داره، حتی اتفاقی که مدتها پیش افتاده هنوز روی ذهن و بدنش اثر میگذاره و باعث میشه تو زندگی روزمره سختتر کنترل کنه. ممکنه آدم دائم احساس خطر کنه، راحت عصبانی بشه یا از آدمها و مکانهایی که یادآور حادثهان فرار کنه. همین باعث میشه کارای ساده روزمره، مثل خرید رفتن، سر کار رفتن یا حتی بیرون رفتن با دوستان، تبدیل به یه کار بزرگ و پراسترس بشه.
روابط با خانواده و دوستا هم خیلی تحت تاثیر قرار میگیره. آدمی که استرس پس از سانحه داره ممکنه خودش رو عقب بکشه، احساساتش رو نشون نده یا ناگهانی عصبانی و حساس بشه. دیگران ممکنه نفهمن دلیل رفتارها چیه و فاصله بیفته. تو روابط عاشقانه هم این میتونه باعث سوءتفاهم، تنش و حتی دور شدن شریک زندگی بشه، چون طرف مقابل شاید ندونه چطور حمایت کنه یا از شدت واکنشها تعجب کنه.
خواب و استراحت هم تحت تاثیره؛ کابوسها، فلاشبکها و حالت آمادهباش دائم باعث میشه شبها بد بخوابی و روز هم خسته و بیانرژی باشی. این خستگی و بیحوصلگی روی کار، درس، روابط و حتی مراقبت از خودت اثر میذاره و یه چرخه استرس درست میکنه که خودش باعث بدتر شدن استرس پس از سانحه میشه.
خلاصه اینکه، استرس پس از سانحه فقط یه مشکل ذهنی نیست، کل زندگی و روابطت رو تحت تاثیر قرار میده. از آدم بودن تو جمع گرفته تا کارای روزمره و خواب و انرژی، همه چیز میتونه سختتر بشه و بدون کمک و درمان، آدم احساس میکنه یه قسمت از زندگیش قفل شده.
عوارض درماننشدن استرس پس از سانحه

اگه استرس پس از سانحه درمان نشه، ذهن و بدن همچنان تو حالت آمادهباش باقی میمونن و این باعث میشه اضطراب و ترس دائم باشه. آدم ممکنه بارها فلاشبک ببینه، کابوس ببینه یا هر چیز کوچیک یادآور حادثه باشه و واکنش شدیدی نشون بده. این حالت باعث میشه روز به روز احساس خستگی، بیحوصلگی و استرس بیشتری داشته باشه و کنترل زندگی سختتر بشه.
روابط با آدمها هم شدیداً تحت تاثیر قرار میگیره. وقتی واکنشها شدید و غیرقابل پیشبینی باشه، دوستان و خانواده ممکنه فاصله بگیرن و فرد احساس تنهایی و انزوا کنه. این جدایی اجتماعی خودش باعث میشه حس درماندگی و ناامیدی بیشتر بشه و چرخه استرس ادامه پیدا کنه.
سلامت جسمانی هم میتونه دچار مشکل بشه؛ فشار خون بالا، مشکلات قلبی، سردردهای مزمن، مشکلات گوارشی و اختلالات خواب از جمله چیزهایی هستن که کتابها بهش اشاره کردن. بدن وقتی مدام تو حالت استرس باشه، هورمونها و سیستم ایمنی تحت فشار قرار میگیرن و این باعث میشه احتمال بیماری بیشتر بشه.
خلاصه اینکه، درمان استرس پس از سانحه خیلی واجبه و اگه درمان نشه، کل زندگی، روابط و سلامت جسمت رو تحت تاثیر قرار میده. بدون کمک، اضطراب و ترس دائمی، خستگی و مشکلات جسمی و روحی میتونن باعث بشن زندگی روزمره خیلی سخت و خستهکننده بشه.
بهترین زمان مراجعه به رواندرمانگر
بهترین زمان برای مراجعه به رواندرمانگر برای درمان استرس پس از سانحه وقتیه که احساس میکنی بعد از یه حادثه یا تجربه شدید، ذهنت و بدنت دیگه مثل قبل کار نمیکنن و استرسها و خاطرات بد جلوی زندگی روزمرهت رو گرفتن. یعنی وقتی فلاشبک، کابوس، اضطراب شدید یا بیخوابی داری و اینها باعث شده کار، درس، روابط یا خواب و انرژی روزانهت مختل بشه، دیگه نباید منتظر بمونی که خودش درست بشه.
همچنین اگه دیدی با حمایت خانواده و دوستان هم نمیتونی آرامش پیدا کنی و حس میکنی همش تو حالت آمادهباش یا ترس و نگرانی هستی، وقتشه که از رواندرمانگر کمک بخوای. مراجعه زودهنگام خیلی مهمه، چون هر چی سریعتر درمان شروع بشه، علائم کمتر شدت میگیرن و روند بهبود راحتتر و کوتاهتر میشه.
تجربههای واقعی افراد مبتلا به استرس پس از سانحه

📌 سارا از کرج
سارا میگفت حتی وقتی خونهست و همه چیز امنه، شبها کابوس میبینه و با ترس از خواب میپره. یه صحنه از حادثه جلوی چشمش تکرار میشه و قلبش بالا میزنه. روزها خسته و بیانرژیست و هر صدای ناگهانی یا حرکت کوچک باعث میشه دوباره حس تهدید و استرس شدید پیدا کنه.
📌 میلاد از شیراز
میلاد میگفت بعد از حادثه دیگه نمیتونه مثل قبل با دوستاش یا خانواده ارتباط داشته باشه. هر بار که یه جمع شلوغ یا مکالمه عاطفی پیش میاد، اضطرابش بالا میره و ترجیح میده تنها باشه. این دور شدن باعث شده حس تنهایی و افسردگی هم بهش اضافه بشه و فکر کنه هیچکس نمیفهمه چی کشیده.
📌 نرگس از مشهد
نرگس تعریف میکرد که بعضی وقتها بدون اینکه دلیل واضحی باشه، ناگهان عصبانی یا مضطرب میشه و خودش هم کنترلش رو از دست میده. همین باعث میشه مشکلات تو محل کار یا خونه ایجاد بشه و گاهی حس گناه و شرم زیاد پیدا کنه که چرا نمیتونه مثل قبل رفتار کنه.
❓ سوالات متداول شما از مشاورکده
❓ استرس پس از سانحه فقط بعد از اتفاقات خیلی شدید ایجاد میشه؟
نه همیشه. هر حادثهای که ذهن یا بدن نتونه باهاش کنار بیاد، حتی اتفاقات کمتر شدید هم میتونه باعث استرس پس از سانحه بشه. شدت واکنشها بستگی به تجربه خود آدم و شرایط روانی و محیطی داره.
❓ آیا استرس پس از سانحه همیشگیه؟
خیر. با درمان درست، تمرین و حمایت میشه علائمش رو خیلی کم کرد و زندگی روزمره رو دوباره کنترل کرد. بعضیها حتی بعد از مدتی کاملاً بهبود پیدا میکنن، ولی بدون درمان، علائم ممکنه ادامه پیدا کنن یا بدتر بشن.
❓ آیا فقط بزرگسالان استرس پس از سانحه میگیرن؟
نه، کودکان و نوجوانان هم میتونن دچار استرس پس از سانحه بشن. فقط نحوه بروز علائم ممکنه فرق کنه؛ مثلاً بچهها ممکنه شبها کابوس ببینن، پرخاشگر بشن یا مشکلات رفتاری پیدا کنن.
❓ داروها به تنهایی کافی هستن؟
داروها میتونن اضطراب، افسردگی و بیخوابی رو کم کنن، ولی بهترین نتیجه وقتی هست که با رواندرمانی ترکیب بشن. درمان ترکیبی باعث میشه ذهن و بدن هر دو آرومتر بشن و کنترل روی علائم بیشتر بشه.
❓ آیا همه استرس پس از سانحه رو همزمان با همه علائم تجربه میکنن؟
نه، هر کسی ممکنه فقط بعضی علائم رو داشته باشه. مثلاً یکی ممکنه کابوس و فلاشبک داشته باشه، ولی دیگه کسی اضطراب شدید یا اجتناب از مکانها رو تجربه نکنه. شدت و ترکیب علائم بین افراد متفاوت هست.






