
تاریخ آخرین بروزرسانی راهنمای آلکسی تایمیا : آبان ماه ۱۴۰۴
اگر فرصت خواندن متن را ندارید می توانید به وویس زیر با صدای مشاور متخصص مشاورکده دکتر مرضیه پیشکار گوش دهید:
تصور کنید در یک مهمانی شلوغ و پرانرژی ایستادهاید. همه میخندند، دردل میکنند و در مورد احساساتشان با هم صحبت میکنند، اما شما خودتان را در پشت یک دیوار شیشهای میبینید. میبینید و میشنوید، اما هیچچیز به عمق وجودتان نفوذ نمیکند. نه غمگین میشوید، نه شاد. فقط یک خلاِ مبهم و گنگ وجودتان را پر کرده است. این، تجربهٔ بسیاری از افراد مبتلا به “آلکسی تایمیا” یا همان “بیماری بی حسی مطلق” است.
این اصطلاح پیچیده، در واقع توصیفکنندهٔ شرایطی است که فرد در شناسایی، توصیف و بیان احساسات خود ناتوان است. اینجا صحبت از یک انتخاب یا یک ویژگی سادهٔ شخصیتی نیست؛ بلکه یک چالش واقعی است که ریشه در سیستم عصبی و تنظیم هیجانات دارد.
در چنین شرایطی، نقش مشاوره روانشناسی فردی مانند یک چراغ راهنما در تاریکی میماند. یک مشاور آگاه میتواند به فرد کمک کند تا قدم به قدم، این دیوار شیشهای را بشکند و دوباره زبان گمشدهٔ قلب خود را پیدا کند. این سفر درمانی، تنها دربارهٔ “حرف زدن” نیست، بلکه دربارهٔ یادگیری الفبای جدیدی از وجود خود است. در ادامه، با هم دقیقتر بررسی میکنیم که این میهمان ناخوانده، چطور زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد و مهمتر از آن، چطور میتوانیم با آن کنار بیاییم و کنترل زندگیمان را بازپس بگیریم.
فهرست مطالب
آلکسی تایمیا چیست
“الکسی تایمیا” یک ویژگی شخصیتی است که نشان دهنده عدم توانایی در بیان هیجانات است. این ویژگی، که در مشکلات تنظیم هیجانی فرد نقش دارد، به عنوان یک عامل مؤثر در آسیب شناسی بیماریهای روانی مطرح شده است. بیماران مبتلا به اختلالات روانی به دلیل مشکلات مرتبط با تنظیم هیجانات خود و تجربه بیماریهای جسمی، اغلب علائم روانشناختی مانند اضطراب و افسردگی را تجربه میکنند، که در چرخه ناسالم (همراه با بیماری روانی، اضطراب و افسردگی)، قرار خواهند گرفت.
در الکسی تایمیا، افراد دچار مشکلات قابل توجهی در بیان و شرح احساسات خود هستند و به علاوه، کمبود یا نبود خیال پردازی در آنها چشمگیر است. این موضوع باعث دشواری در شناسایی صحیح هیجانات و تجربهی حالات جسمی در پاسخ به هیجانات در الکسی تایمی میشود. همچنین، در بیماران روانی، وجود الکسی تایمی میتواند مانع از بیان جهان داخلی آنها و استفاده از منابع حمایتی مانند گفتگو با دیگران شود، که ممکن است عاملی برای مشکلات روانشناختی و فرایند بیماری فرد باشد.
بررسی آلکسی تایمی در حوزه آسیب شناسی
در حوزه آسیب شناسی اختلال الکسی تایمی، برخی از نظریه پردازان آن را به عنوان یک ویژگی شخصیتی تلقی کرده و برخی دیگر آن را به وابستگی ناامن و نواقص در روابط والد-کودک، زندگی در محیط هایی که ابراز هیجانات در آنجا منع شده و همچنین فردی که قابلیت سازگاری موفقیت آمیز با سطوح هیجانی خود را نداشته یا با آسیب ها و تروماهای زندگی مواجه شدهاست، مرتبط میدانند. افراد الکسی تایمیک، انواع احساسات را به صورت اشتباه تعبیر میکنند و از طرفی احساسات خود را درونی کرده و بروز نمیدهند. این افراد معمولا، حس درماندگی هیجانی خود را از طریق شکایتهای بدنی بیان میکنند و در درمانهای خود نیز بهدنبال درمان نشانههای جسمی هستند.
دو عامل درگیر با الکسی تایمی
براساس شواهدی که به دست آمده، مشخص است که الکسی تایمی با دو عامل ارتباط دارد. اول، واکنشهای نوروتیک و وضعیتهای عاطفی منفی که منجر به شکایت بدنی میشود. دوم، توجه یا ادراک نادرست و مغشوش از اعمال جسمی که نشان دهنده عدم هماهنگی بین برانگیختگی فیزیولوژیک و گزارشات ذهنی او است. ویژگیهای شناختی و هیجانی آلکسی تایمیا شامل مشکلات در شناسایی و بیان احساسات و کمبود هیجانات هستند، که به ویژه منجر به بروز مشکلات شناختی میشوند.
افراد درگیر با اختلال آلکسی تایمیا یا بی احساسی مطلق به دلیل تانواتی در بیان و بروز احساسات، فشار و میزان باری که در هیجانات خود وجود دارد را درونی میکنند و به همین دلیل ممکن است این فشارها منجر به درد بدنی شود. برای مثال وجود افسردگی، اضطراب، درد بدنی، سردردهای مزمن و یا بی اشتهایی از شایعترین موضوعاتی است که این افراد را درگیر میکند. متاسفانه افرادی که درگیر اختلال الکسی تایمی هستند در جامعه به عنوان افرادی بی احساس و سرد شناسایی میشوند و مورد قضاوت قرار میگیرند. در جمعها حضور پیدا نمیکنند و از طرف جامعه دائما در حال طرد شدن میباشند. برخورد جامعه و خانواده با این افراد فشار بسیار بیشتری بر روان انها وارد خواهد کرد.

نشانه ها و علائم آلکسی تایمیا
از نشانههای الکسی تایمی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
| عدم توانایی در بازشناسی و بیان هیجانهای شخصی و احساسی فرد |
| فقر شدید در داشتن تفکر نمادین که سبب محدود کردن احساسات و تمایل فردی میشود |
| ناتوانی در نشان دادن احساسات و هیجانات که به عنوان یکی از مهمترین علائم هیجانی شناخته میشود |
| داشتن تفکر انتزاعی در رابطه با واقعیتهای بی اهمیت خارجی |
| عدم قوه خیالپردازی و ناتوانی در به خاطر اوردن رویاها |
| عدم هماهنگی بین حالتهای هیجانی و احساسات بدنی |
| داشتن چهرهای عبوس و سرد |
| عدم داشتن حالات عاطفی در چهره |
شیوع الکسی تایمی
با استناد به مطالعاتی که صورت گرفتهاند، شیوع آلکسی تایمیا در جامعه عمومی ۲۳ درصد و در بیماران مراقبت اولیه ۲۰ درصد تخمین زده شده است. این بیماری با مسائلی مانند اختلالات جسمی شکل، سوء مصرف مواد و به خصوص افسردگی در ارتباط است. آلکسی تایمیا به دلیل عدم ارتباط هیجانی صحیح، شناخته میشود و بسیاری از افراد مبتلا به مشکلات پزشکی مزمن و یا بیماریهای روانی و اختلالات پزشکی دیگر هستند. به عبارت دیگر، آلکسی تایمیا ویژگی بالینی برجستهای است که باعث اختلال در عملکردهای میان فردی، به خصوص خانواده، میشود. آلکسی تایمیا میتواند به عنوان یک نشانه از صدمات شناختی و ناوابسته به فرهنگ، همراه با عوامل دیگر، عملکرد خانوادگی را پیشبینی کند.
در گزارشات اخیر، مشخص شده است که میزان شیوع آلکسی تایمیا یا بی احساسی مطلق در برخی از اختلالات روانی به شرح زیر است: در اختلال استرس پس از سانحه چهل درصد، در اختلال بی اشتهایی 60 درصد، در پرخوری عصبی 56 درصد، در افسردگی اساسی حدود چهل و پنج درصد، در اختلال مرتبط با هراس و فوبیا 34 درصد و در سوءمصرف مواد مخدر و افیونی پنجاه درصد. این اختلال به نظر میرسد در مردان شایعتر از زنان است و افراد میتوانند در درجات مختلفی با آن مواجه شوند. افراد در تماس با احساسات خود و توصیف آنها متفاوت هستند، موضوعی که میتواند به عوامل مختلفی همچون الگو برداری در دوران کودکی و تقویت یا مجازات شدن در این رابطه بستگی داشته باشد.
شیوع در جامعه
تقریبا ۱۰٪ از جامعه دچار درجاتی از بیماری روانی آلکسی تایمیا هستند. بنابراین، ما ممکن است در حال حاضر علائم این اختلال را داشته باشیم یا حتی به یک یا چند نفر اطرافیانمان در این زمینه شکایت داشته باشیم. آلکسی تایمیا یک بیماری روانی بیاحساسی است که تأثیر زیادی بر روابط فردی، اجتماعی و همچنین کیفیت زندگی افراد دارد. این بیماری میتواند ریشه بسیاری از مشکلات خانوادگی و رابطه دوستانه را برای فرد فراهم کند و حتی میتواند تأثیرات منفی بر شغل و جامعه فرد داشته باشد.
به همین دلیل، تشخیص دقیق و درمان به موقع آلکسی تایمیا یا بی احساسی مطلق بسیار اهمیت دارد. با فروپاشی خانوادهها به دلیل تأخیر در درمان، مواجه شدن با خطراتی نظیر خشونت خانوادگی رخ میدهد، بنابراین مراجعه به یک کلینیک روانشناسی متخصص مانند کلینیک دکتر پیشکار ، میتواند در جلوگیری از فروپاشی یک خانواده یا روح و روان یک فرد مؤثر باشد.
آلکسی تایمیا چگونه بروز می یابد؟

در برخی موارد، بروز آلکسی تایمیا یا بی احساسی مطلق دارای ریشه ژنتیکی است و در برخی دیگر، ناشی از آسیب دیدگی بخش اینسولا مغز میباشد. بخاطر نقش مهمی که این ناحیه از مغز در مهارتهای اجتماعی، همدلی و بیان احساسات ایفا میکند، به گفته بسیاری، پدیده نارسایی هیجانی با اوتیسم ارتباط دارد. به بیان دیگر، دلیل عدم بروز احساس همدلی در بیماران اوتیسمی؛ آلکسی تایمیا است و نه خود بیماری اوتیسم.
افسردگی باعث بروز ناتوانی در ابراز هیجانات میشود که نقش مهمی در بروز این مسئله دارد. مطالعات مختلف نشان میدهند که از بین افراد مبتلا به افسردگی، بین ۳۲ تا ۵۱ درصد از آنها نیز با ناتوانی در ابراز هیجان مواجه هستند. علاوه بر افسردگی، آسیبهای احتمالی مغزی در دوران کودکی و بیماریهایی چون آلزایمر، صرع، پارکینسون، دیستونی، هانتینگتون و سکته مغزی نیز ممکن است در بروز این اختلال نقش داشته باشند. در کل، اختلال الکسی تایمیا دو نوع وضعیتی و شخصیتی را شامل میشود که در ادامه به طور مختصر توضیح داده میشود.
آلکسی تایمیا یا نارسایی هیجانی به عنوان یک پدیده هیجانی شناختی شناخته میشود که در نتیجهی فرآیند بازداری خودکار اطلاعات و احساسات هیجانی، اختلال در کارکرد روانی ایجاد میشود. علت این اختلال ممکن است به عواملی مانند اشکال در سیستم لیمبیک، جانبی شدن نابهنجار مغز و یا اختلال در کارآمدی ارتباط بین نیمکرههای را برمیگردد. با این حال، آلکسی تایمیا در ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی به عنوان یک اختلال روانی طبقهبندی نشده است، بلکه به عنوان ویژگیای توصیف میشود که در شخصها به صورت متفاوتی درجهی شدت دارد.
اختلال در فرآیند آگاهی
اختلال آلکسی تایمیا یا بی احساسی مطلق در اصل یک اختلال عملکردی در فرآیندهای آگاهی عاطفی است که باعث میشود فرد نتواند به سادگی احساسات خود را شناسایی و توصیف کند. این اختلال با عنوان “ساختار شخصیتی با آگاهی عاطفی دگرگون” شناخته میشود و میتواند بر فرآیند همدلی تاثیر منفی داشته باشد. به عبارت ساده، آلکسی تایمیا تشخیص دادن احساسات به صورت صحیح را برای فرد دشوار میکند.
در روابط عاشقانه و کاری، آلکسیتایمیا چطور خودش را نشان میدهد؟

این چالش تنها یک مسئلهٔ درونی نیست؛ مانند سنگی است که در برکهٔ روابط ما میافتد و امواج آن تمام زندگیمان را تحت تأثیر قرار میدهد.
در روابط عاشقانه
تصور کنید همسرتان پس از یک روز سخت کاری به خانه میآید و از احساس استیصال و ناراحتیاش با شما صحبت میکند. پاسخ شما به عنوان یک فرد مبتلا به آلکسی تایمیا چیست؟ احتمالاً یا سکوت میکنید، یا بلافاصله یک راهحل منطقی برای مشکلش ارائه میدهید (“فردا به رئیست بگو”) بدون اینکه همدلی یا درکی از حس او نشان دهید. این واکنشها میتواند برای طرف مقابل بسیار آزاردهنده باشد. او احساس میکند که دیده و درک نشده است. به مرور زمان، این شکاف عاطفی، صمیمیت را از بین میبرد و رابطه را به سردی میکشاند. فرد مبتلا نیز درون خود احساس سردرگمی و ناکامی میکند، چون واقعاً نمیداند چه واکنشی باید نشان دهد.
در محیط کاری
در یک جلسهٔ کاری، همکارانتان با اشتیاق در مورد یک پروژهٔ جدید بحث میکنند. شما ممکن است هیچ یک از این هیجانات را احساس نکنید و صرفاً بر روی دادهها و ارقام متمرکز شوید. این میتواند یک نقطه قوت به نظر برسد، اما. در درک انگیزه ها و احساسات همیتیمی خود مشکل دارید
موضوعات مرتبط : سرکوب احساسات
روش های درمان بیماری الکسی تایمیا

به دلیل اینکه مشکلات تنظیم هیجانی عموما با کمبود احساسات آشکار میشوند، تشخیص علائم بیماری روانی بیاحساسی در بسیاری از موارد سخت است. با این حال، افرادی که با این مشکل روبرو میشوند، در مواقع اجتماعی ممکن است با اختلالاتی مانند خشم، گیجی، ناتوانی در تشخیص حالت چهره افراد، درد و ناراحتی، احساس خلاء، افزایش ضربان قلب، کمبود علاقه و اضطراب و ترس ناگهانی روبرو شوند. این افراد ممکن است در تفسیر تغییرات بدنی خود به عنوان پاسخهای احساسی مشکل داشته باشند؛ به عنوان مثال، ممکن است نتوانند تپش قلب خود را به دلیل تأثیر هیجان یا ترس تفکیک کنند.
شرکت در گروههای درمانی
شرکت در گروههای درمانی اختلال نارسایی هیجانی، بر اساس نتایج بررسیهای مختلف، تأثیر مثبت و قابل توجهی در افزایش کیفیت زندگی و کاهش علائم مرتبط با این اختلال دارد. این تأثیر، به دلیل فعالسازی رفتار گروهی افراد، بهویژه با توجه به اینکه شرکتکنندگان در این گروهها هرکدام بهنوعی از ناتوانی در ابراز هیجان رنج میبرند، بر افزایش حس همدلی در آنها نیز افزوده خواهد شد. از آنجایی که این افراد در جامعه تا حد زیادی مورد بی اعتنایی قرار میگیرند شرکت در این گروهها باعث خواهد شد تا اعتماد به نفس از دست رفته جبران شود و افراد درگیر با آلکسی تایمیا یا بی احساسی مطلق باز اعتماد به نفس خود را بازیابی کنند.
در این گروهها روانشناس سعی میکند تا با استفاده از تکنیکهای گروه درمانی، افراد را با احساسات خود آشنا کنند و به انها این مورد را بفهمانند که بیات و بروز احساسات نباید ترسناک و یا حتی شرم آور باشد. امروزه تا حد زیاددی این اقدامات باعث بهبود مهارتهای ارتباطی و فردی در مبتلایان میشود.
تشویق به نوشتن روزانه
به منظور کنترل اختلال آلکسی تایمیا، یک روش کاربردی میتواند یادداشتبرداری روزانه باشد. مطالعات نشان دادهاند که این فعالیت به نوشتن همه احساسات و رویدادهایی که فرد در طول روز تجربه کرده است کمک میکند و میتواند بهبودی در عواطف و احساسات فرد ایجاد نماید. در واقع، نتایج یک مطالعه در این زمینه نشان دادهاند که یادداشتبرداری روزانه میتواند تأثیر مثبتی بر روی نحوه ابراز احساسات فرد داشته باشد.
استفاده از رویکرد درمان مبتنی بر مهارت
هدف از رویکرد درمان مبتنی بر مهارت، کاهش افکار منفی و رفتارهای نامطلوب افراد است. در این رویکرد، بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب فراگیر، با یادگیری مهارتهای تطبیقی، قادر خواهند بود با وضعیتهای احساسی مختلف بهتر سازگاری پیدا کنند.
به همین دلیل، این روش درمانی به طور قابل توجهی در بهبود وضعیت احساسی و هیجانی فرد موثر است. مهمترین مشکلی که افراد درگیر با این اختلال دارند موضوع آشنا نبودن و عدم درک احساسات فردی است. در این روش به افراد آموخته میشود که احساسات خود را تحلیل و بتوانند با افراد نزدیک خود ارتباط برقرار نمایند.
انجام فعالیتهای هنری خلاقانه
درمان آلکسی تایمیا یا بی احساسی مطلق با انجام فعالیتهای هنری خلاقانه انجام میشود. مطالعات بسیاری از نقش انجام فعالیتهای هنری خلاقانه در کنترل آلکسی تایمیا صحبت کردهاند. یکی از این مطالعات بر روی بیمارانی با شدت نارسایی هیجانی صورت گرفته است و نشان داده است که انجام فعالیتهای هنری میتواند به کنترل علائم و درمان آلکسی تایمیا کمک کند.
بنابراین، انجام فعالیتهای هنری خلاقانه به عنوان یکی از روشهای مؤثر برای درمان بیماری آلکسی تایمیا شناخته میشود. علاوه بر این عضو شدن در گروههای فعال هنری اجتماعی باعث میشود علاوه بر این که مهارت ارتباطی خود را تقویت کنید بتوانید به خوبی ذهن خود را نیز رها کنید.
درمان از طریق رواندرمانی مبتنی بر آگاهیذهنی
این روش درمانی، به افراد مبتلا به آلکسی تایمیا کمک میکند تا بدون قضاوت و با آرامش، به احساسات و حسهای بدنی خود توجه کنند. از آنجایی که این افراد اغلب در «لحظهٔ حال» زندگی نمیکنند و با احساسات خود قطع ارتباط دارند، تمرینهای آگاهیذهنی مانند «بررسی بدن از سر تا پا»، «مراقبه بر پایۀ تنفس» و «تمرکز بر حواس پنجگانه» میتواند مانند یک کلید قدرتمند عمل کند.
این تمرینها به تدریج به فرد میآموزد که چگونه هیجانات را به عنوان «پدیدههایی موقت» در بدن خود زیر نظر گرفته و شناسایی کند، بدون اینکه درگیر آنها شود. برای مثال، وقتی فرد میآموزد که خشم را فقط به عنوان یک «احساس گرما و تنش در بدن» ببیند، گام بزرگی در درک و مدیریت آن برداشته است. این فرآیند، زبان گمشدهٔ بین بدن و ذهن را دوباره برقرار میسازد.
نمایشدرمانی یا رواننمایشگری

این روش خلاقانه و پویا، یکی از جذابترین شیوهها برای کسانی است که با کلمات میانهٔ خوبی ندارند. در نمایشدرمانی، از فرد خواسته میشود تا صحنههایی از زندگی، رویاها یا حتی احساسات مبهم خود را در یک فضای امن و با همراهی دیگران به نمایش بگذارد. برای یک فرد مبتلا به بیماری بی حسی مطلق، این فرصت طلایی را ایجاد میکند تا هیجانات فروخوردۀ خود را از طریق «بازی کردن» و «ایفای نقش» بیرون بریزد.
حتی اگر نتواند نام «غم» یا «شادی» را ببرد، میتواند آن را در قالب یک حرکت، یک حالت بدن یا یک بیان چهرهای نشان دهد. این کار نه تنها به آزادسازی هیجانی میانجامد، بلکه با فراهم کردن یک بستر عینی و ملموس، درک بهتری از احساسات پیچیده درونی به فرد میدهد و پنجرهای جدید به سوی دنیای هیجاناتش میگشاید.
ارتباط آلکسی تایمیا با افسردگی و اضطراب در بیماران
پژوهشهای انجام شده نشان میدهند که ارتباط بین آلکسی تایمیا و اضطراب وجود دارد. اگرچه تعداد پژوهشهای مرتبط با اضطراب کمتر است، اما محققان به این نتیجه رسیدهاند که آلکسی تایمیا در افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی بیشتر مشاهده میشود و بعضی از ابعاد آلکسی تایمیا مانند دشواری در شناسایی و توصیف احساسات، با اضطراب همبستگی دارد.
مطالب مرتبط : فرق بین استرس و اضطراب
آلکسی تایمیا یا بی احساسی مطلق یک عامل خطرناک برای بسیاری از اختلالات روانی است. افرادی که به این نارسایی رنج میبرند، بسیار تحت فشار قرار میگیرند و هیجانات جسمانیشان به درستی بیان نمیشود، به عبارت دیگر نمیتوانند کلامی به احساسات خود ببخشید. این نارسایی مانع تنظیم هیجانات و سازگاری فرد برای سازگاری با محیط زندگی شان شده و مشکلاتی را برایشان ایجاد میکند. به همین دلیل افراد درگیر با این اختلال معمولا به دلیل منزوی شدن و عدم همدلی جامعه با آنها و یا طرد شدن با اعضای خانواده خود دچار افسردگی شده و گاهی اقداماتی مانند خودکشی انجام میدهند. مهمترین نحوه برخورد با این افراد، همدلی و درک آنها است.
آیا آلکسی تایمیا یک صفت شخصیتی ثابت است یا یک پدیده وابسته به وضعیت؟

بررسی بر این داستان که آیا آلکسی تایمیا یا بی احساسی مطلق یک صفت شخصیتی ثابت است یا یک پدیده وابسته به وضعیت است برای بسیاری از محققان چالش برانگیز است. به همین دلیل، مطالعاتی با هدف ارزیابی ثبات آلکسی تایمیا در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی انجام شده است. نتایج نشان دادند که میزان آلکسی تایمیا و افسردگی پس از پنج سال به طور قابل ملاحظهای کاهش پیدا کرده است، اما تفاوت نسبی در نمرات آلکسی تایمیا در طول این مدت ثابت مانده است، که این نشان می دهد که این پدیده به طور نسبی ثابت است. مطالعاتی که بر روی اختلالات روانی مانند اختلالات خوردن، سوء مصرف مواد، اختلال وسواسی جبری، اختلالات شبه جسمی و اختلال افسردگی انجام شده است، آلکسی تایمیا را یکی از عوامل مهم در نظر گرفته اند.
“آلکسی تایمیا” یکی از ویژگیهای شخصیتی ثابت یک فرد است و به وضوح اختلال است. این مشکل به طور عمومی ناشی از حوادثی است که در دوران کودکی برای فرد رخ میدهد. به عنوان مثال، سوء استفاده از فرد در دوران کودکی یکی از دلایل شایع بروز این اختلال است.
بررسی این اختلال در DSM-۵
در DSM-۵، آلکسی تایمیا به عنوان یک اختلال خاص نام برده نشده ولی دکتر روانشناس، کاترین مور اظهار داشت که نارسایی هیجانی بیشتر یک جنبه از کارکرد فرد و نحوه برخورد او با احساسات است و به عنوان یک اختلال جداگانه شناخته نمیشود. این اختلال با افسردگی، PTSD، اسکیزوفرنی و اختلال طیف اوتیسم همبستگی دارد و همچنین با مشکلاتی مانند خودکشی، افزایش میزان مرگ و میر و مشکلات سایکوسوماتیک ترکیب میشود.
شاید کسی که از آلکسی تایمیا رنج میبرد، از وجود این بیماری آگاه نباشد. به دلیل عدم شناخت درست از وضعیت درونی و عدم آگاهی، نارسایی هیجانی معمولاً شناسایی نمیشود، و به همین دلیل افراد مبتلا به آن برای درمان به مراکز درمانی مراجعه نمیکنند. این عدم شناخت موجب میشود که میزان شیوع نارسایی هیجانی نسبت به دیگر اختلالاتی مانند افسردگی که اطلاعات دقیقی در مورد شیوع آن وجود دارد، تعیین نشود.
چطور با تمرینهای ساده روزمره آلکسیتایمیا را کنترل کنیم؟

خبر امیدوارکننده این است که آلکسی تایمیا مانند یک دیوار آجری ثابت نیست، بلکه بیشتر شبیه به یک عضلهٔ ضعیف است که میتوان با تمرینهای مستمر آن را تقویت کرد. این تمرینها کلید بازگشت به زندگی هستند:
تهیهٔ فرهنگ لغت احساسات
یک قلم و کاغذ بردارید و لیستی از کلمات مربوط به احساسات (شادی، غم، خشم، ترس، شرم، اضطراب، هیجان، حسادت و…) را بنویسید. هر روز، چند بار در روز از خود بپرسید: “در این لحظه دقیقاً چه حسی دارم؟” حتی اگر پاسخ “هیچ چیز” بود، همان را بنویسید. هدف، قضاوت نیست، فقط مشاهده و نامگذاری است.
اسکن بدنی
احساسات اغلب تظاهرات فیزیکی دارند. وقتی احساس “ناراحتی” میکنید اما نمیتوانید آن را نامگذاری کنید، به بدنتان توجه کنید. آیا عضلات گردنتان سفت شده؟ (شاید نشانهٔ استرس). آیا ضربان قلبتان تند شده؟ (شاید نشانهٔ اضطراب یا هیجان). این کار به شما کمک میکند احساسات را از طریق بدنشان بشناسید.
استفاده از هنر
اگر کلمات به کمکتان نمیآیند، از رنگها، موسیقی یا حرکت استفاده کنید. نقاشی کردن بدون فکر، گوش دادن به موسیقیهای مختلف و توجه به حسی که در شما ایجاد میکنند، یا حتی ورزش کردن میتواند کانالهایی برای آزاد کردن هیجانات گیرکرده باشد.
چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کنم؟
اگر این تمرینها برای شما بسیار دشوار است یا احساس میکنید این بیماری بی حسی مطلق به شدت زندگی شخصی، عاطفی و شغلی شما را تحت تأثیر قرار داده، زمان آن رسیده که از یک متخصص کمک بگیرید. به ویژه اگر در روابط مهم زندگیتان به دلیل ناتوانی در برقراری ارتباط عاطفی در حال از بین رفتن است و همچنین احساس میکنید در انزوا و تنهایی عمیقی فرو رفتهاید، و ارتباط برقرار کردن با دیگران برایتان لذت بخش نیست.
علائم فیزیکی مبهم و بدون دلیل پزشکی (مانند سردرد، معدهدردف درد عضلانی) دارید که میتواند برونریزی همان هیجانات بیان نشده باشد در این مسیر، مشاوره فردی و حرفهای یک همراهی ایمن برای شما خواهد بود.
توصیههایی برای افراد دارای اختلال الکسی تایمی

این مجموعه توصیهها برای افرادی که آلکسی تایمیا یا بی احساسی مطلق را تجربه میکنند، میتواند مفید واقع شود:
📌 تلاش کنید که احساسات خود را با علائم و عوارض جسمی که با آنها همراه هستند، مانند تعرق، کرختی یا ضربان قلب سریع، ربط دهید.
📌 به ارتباط بین افکار و احساسات خود توجه کنید و بر روی رفتاردرمانی شناختی (CBT) تمرکز کنید.
📌 از تمرین ذهن آگاهی و روشهای دیگری استفاده کنید تا آگاهی عاطفی خود را بیشتر کنید.
📌 گروهدرمانی را امتحان کنید تا بتوانید ببینید چگونه دیگران در مورد احساسات خود صحبت میکنند.
📌 به افکار و عقاید خود در مورد احساسات و عواقب احتمالی بیشتر فکر کنید.
📌 باید توجه داشت که درمانهای توصیه شده برای همه کارایی یکسانی ندارند و به شخص و شرایط او بستگی دارند.
در پایان در مورد بیماری بی حسی مطلق بدانید :
آلکسی تایمیا یک ضعف شخصیتی یا یک نقص نیست. یک چالش عصبی-هیجانی است که با آگاهی، تمرین و حمایت درست قابل مدیریت است. این سفر، مسابقه نیست؛ بلکه یک کشف تدریجی است. هر قدم کوچکی که برای شناخت احساساتتان برمیدارید، یک پیروزی بزرگ است. به خودتان سخت نگیرید و به یاد داشته باشید که احساسات، حتی آنهایی که ترسناک یا دردناک به نظر میرسند، موقتی هستند و بخشی از انسان بودن ما را تشکیل میدهند. اجازه دادن به خود برای احساس کردن، در واقع اجازه دادن به خود برای “زندگی کردن” است.
❓ سوالات متداول شما از مشاورکده
❓ آیا آلکسی تایمیا همان افسردگی است؟
خیر. افسردگی یک اختلال خلقی است که با احساس غم و بیانرژی بودن مداوم مشخص میشود. در حالی که آلکسی تایمیا یک ویژگی است که در آن فرد در شناسایی و بیان هر نوع احساسی (حتی شادی) مشکل دارد. البته این دو میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
❓ آیا بیماری بی حسی مطلق کاملاً درمان میشود؟
بهتر است به جای کلمه “درمان” از “مدیریت” استفاده کنیم. هدف اصلی درمان، این نیست که فرد کاملاً تبدیل به یک شخص دیگر شود، بلکه این است که مهارتهای لازم برای شناسایی، درک و بیان هیجانات خود را به دست آورد..
❓ آیا این بیماری ارثی هست؟
تحقیقات نشان میدهد که هم عوامل ژنتیکی و هم عوامل محیطی (مانند نحوهٔ تربیت و یادگیری بیان احساسات در کودکی) در بروز آلکسی تایمیا نقش دارند.






