
تاریخ آخرین بروز رسانی مقاله مدیریت هیجان برای کودکان : مرداد ماه 1404
اگر فرصت خواندن متن زیر را ندارید می توانید به وویس زیر با صدای مشاور متخصص گوش دهید :
همه بچهها گاهی با احساسات شدید خود دست و پنجه نرم میکنند. مدیریت هیجان برای کودکان یکی از مهمترین مهارتهایی است که باید یاد بگیرند، اما این کار همیشه آسان نیست.
خوشبختانه با روشهای ساده و علمی میتوانیم به آنها کمک کنیم تا احساساتشان را بهتر بشناسند و کنترل کنند. در این مقاله، راهکارهای عملی و مؤثری را با شما به اشتراک میگذاریم که زندگی را هم برای شما و هم برای کودکتان آسانتر میکند.
فهرست مطالب
نشانههای ناتوانی کودک در مدیریت هیجان؟
مدیریت هیجان برای کودکان گاهی سخت میشود، و این طبیعی است. اما بعضی نشانهها میگویند کودک واقعاً در کنترل احساساتش مشکل دارد. مثلاً یکباره از کوره در میرود، جیغ میزند یا وسایل را پرت میکند، بدون اینکه بتواند خودش را آرام کند. بعضی بچهها بهسختی آرام میشوند و حتی وقتی شما سعی میکنید کمکشان کنید، باز هم عصبانیت یا ناراحتیشان ادامه دارد.
بعضی دیگر خیلی زود میترسند یا نگرانیهای شدید دارند، طوری که حتی اتفاقات کوچک هم آنها را آشفته میکند. گاهی هم برعکس است: کودک اصلاً واکنشی نشان نمیدهد، انگار هیچ حسی ندارد، یا احساساتش را پنهان میکند.

اگر این رفتارها مدام تکرار شود و در زندگی روزمره کودک مشکل ایجاد کند (مثلاً در مدرسه، با دوستان یا خانواده)، یعنی نیاز به کمک دارد. یادمان باشد هر بچهای گاهی بدخلقی میکند، اما اگر همیشه همینطور باشد، باید به فکر راه حل بود.
چرا بعضی کودکان در کنترل احساساتشان مشکل دارند؟ ریشه یابی و راهکارها
همه بچهها گاهی بدخلقی میکنند، اما بعضی واقعاً در مدیریت هیجاناتشان مشکل دارند. چرا؟ دلایل مختلفی وجود دارد. اول اینکه مغز کودکان، مخصوصاً قسمتهای مربوط به کنترل احساسات، تا حدود ۶-۷ سالگی کاملاً رشد نکرده است. پس طبیعی است که یک کودک ۴ ساله نتواند مثل بزرگترها خودش را کنترل کند.
بعضی بچهها هم به خاطر تجربههای سخت گذشته (مثل دعوای والدین یا تغییرات بزرگ در زندگی) بیشتر دچار مشکل میشوند. حتی گاهی این مسئله ژنتیکی است – اگر پدر یا مادر زود عصبانی میشوند، احتمال اینکه کودک هم چنین رفتاری داشته باشد بیشتر است.
موضوعات مرتبط : علت پرخاشگری کودکان
محیط هم خیلی تأثیر دارد. کودکی که همیشه به خاطر گریه کردن مسخره شده یا احساساتش نادیده گرفته شده، یاد میگیرد یا هیجاناتش را خیلی شدید بروز دهد یا اصلاً نشان ندهد. خبر خوب این است که با صبر و روشهای درست، میتوان به کودک کمک کرد این مهارت را یاد بگیرد.
اولین قدم این است که بفهمیم مشکل از کجاست. آیا کودک واقعاً نمیداند چطور آرام شود؟ یا شاید فقط نیاز دارد کسی احساساتش را درک کند؟ وقتی دلیل را پیدا کنیم، راحتتر میتوانیم راه حل مناسب را انتخاب کنیم.
روش کاربردی برای آموزش مدیریت هیجان به کودک

اولین قدم این است که بدانیم در هر سنی چه رفتاری طبیعی است. یک کودک دو تا چهارساله با یک کودک چهار تا ششساله فرق دارد. بعضی بچهها هیجاناتشان را خیلی بروز میدهند، بعضی دیگر اصلاً نشان نمیدهند. هر دو حالت اگر شدید باشد، خوب نیست. تعادل مهم است.
تا قبل از ششسالگی، تشخیص بیشفعالی سخت است. بهتر است به جای نگرانی، شرایطی برای کودک فراهم کنیم تا انرژی و هیجاناتش را تخلیه کند: بازی با همسالان، فعالیتهای حرکتی، کاردستی و… اینها هم به رشد مغز کودک کمک میکنند، هم هیجاناتش را مدیریت میکنند.
| روش | توضیح کوتاه |
| نامگذاری احساسات | کمک به کودک برای شناخت و بیان هیجاناتش با کلمات |
| الگوی خوب بودن | نشان دادن مدیریت درست هیجان از طریق رفتار خودمان |
| قصه گویی و بازی | استفاده از داستان ها و بازی های نقش آفرینی برای آموزش کنترل احساسات |
| نفس عمیق و آرامسازی | یاددادن تکنیک های ساده تنفسی برای کنترل خشم و اضطراب |
| گوشدادن فعال | پذیرش احساسات کودک بدون قضاوت و کمک به او برای درک خودش |
| تعیین حد و مرز | مشخص کردن رفتارهای قابل قبول و غیرقابل قبول در بروز هیجانات |
| تشویق مثبت | تقویت رفتارهای خوب با تحسین و پاداش وقتی کودک هیجاناتش را درست مدیریت می کند |
نامگذاری احساسات
کودکان وقتی نمیتوانند احساسات خود را بیان کنند، دچار سردرگمی میشوند. به آنها کمک کنید کلماتی مثل «عصبانی هستم»، «ناراحتم» یا «خوشحالم» را یاد بگیرند. مثلاً وقتی کودکتان عصبانی است، بگویید: «به نظر میرسه الان خیلی عصبانی هستی، درسته؟» این کار به او میآموزد که احساساتش را تشخیص دهد و دربارهشان حرف بزند.
الگوی خوب بودن
کودکان از رفتار شما یاد میگیرند. اگر شما در موقعیتهای استرسزا آرام بمانید و احساساتتان را کنترل کنید، آنها هم این روش را تقلید میکنند. مثلاً به جای فریادزدن وقتی اشتباهی پیش میآید، بگویید: «من الان کمی ناراحتم، اما چند نفس عمیق میکشم تا آرام بشم.»
قصه گویی و بازی
داستانها و بازیهای نقشآفرینی ابزارهای عالی برای آموزش مدیریت هیجان هستند. مثلاً با عروسکها یا اسباببازیها موقعیتهای مختلف را بازسازی کنید: «ببین، این خرگوشه خیلی عصبانیه، چطور میتونه آروم بشه؟» این روش به کودک کمک میکند راهحلهای مختلف را کشف کند.
نفس عمیق و آرامسازی
یک روش ساده و مؤثر برای کنترل هیجانات منفی، تنفس عمیق است. به کودک یاد بدهید وقتی عصبانی یا مضطرب است، چند نفس آرام و عمیق بکشد. میتوانید آن را به یک بازی تبدیل کنید: «بیا با هم مثل یک بالن بشیم، نفس عمیق بکش و بعد آهسته هوا رو بیرون بده!»
گوشدادن فعال
وقتی کودک احساساتش را بیان میکند، به جای نصیحت یا انکار، فقط گوش دهید. بگویید: «میفهمم که ناراحتی، دوست داری دربارهاش بیشتر حرف بزنی؟» این کار باعث میشود او احساس امنیت کند و یاد بگیرد که هیجاناتش طبیعی هستند.
تعیین حد و مرز
بروز احساسات اشکالی ندارد، اما بعضی رفتارها (مثل زدن دیگران یا پرتاب وسایل) غیرقابل قبول است. قوانین واضحی بگذارید: «میتونی عصبانی باشی، اما اجازه نداری کسی رو بزنی.» سپس راههای جایگزین (مثل مشت زدن به بالش) را پیشنهاد دهید.
تشویق مثبت
هر بار که کودک هیجاناتش را بهخوبی مدیریت کرد، او را تحسین کنید. مثلاً بگویید: «آفرین که وقتی عصبانی بودی، بهجای دادزدن، آروم نفس کشیدی!» این کار انگیزه او را برای تکرار رفتارهای مثبت افزایش میدهد.
با این روشها، کمکم کودک یاد میگیرد چطور با احساساتش کنار بیاید و در آینده فردی آرامتر و شادتر خواهد بود. 💙
نقش بازی و فعالیتهای خلاقانه در تخلیه هیجانی

مدیریت هیجان برای کودکان گاهی نیاز به ابزارهای جذابی دارد که خودشان دوستش دارند: بازی و خلاقیت! وقتی بچهها هیجانهای شدیدی مثل خشم یا ناراحتی را تجربه میکنند، بهترین راه این است که به آنها فضایی بدهیم تا این احساسات را به روشی سالم تخلیه کنند.
فکر کنید کودکی بعد از یک روز سخت عصبانی است. به جای اینکه بخواهیم یکراست به او بگوییم “آرام باش”، میتوانیم از او بخواهیم یک نقاشی بکشد یا با خمیر بازی شکل درست کند. این کار مثل یک سوپاپ اطمینان عمل میکند. بازیهای نقشآفرینی هم عالی هستند؛ مثلاً وقتی کودک با عروسکهایش صحبت میکند، ناخودآگاه احساساتش را بیان میکند.
ورزش و حرکات موزون هم معجزه میکنند. یک موسیقی شاد بگذارید و بگذارید برقصد، یا با هم توپبازی کنید. این فعالیتها نه تنها انرژی اضافه را میسوزانند، بلکه هورمونهای شادیآور را هم آزاد میکنند. یادتان باشد، هرچه این بازیها خلاقانهتر و متنوعتر باشند، تأثیرشان بیشتر است.
پس دفعه بعد که دیدید کودکتان هیجاناتش را نمیتواند کنترل کند، قبل از هر چیز یک فعالیت خلاقانه پیشنهاد بدهید. خواهید دید چطور هم آرام میشود و هم مهارت جدیدی یاد میگیرد!
اشتباهات رایج والدین در برخورد با هیجانات کودک
بچهها در هر سنی رفتارهای خاص خودشان را دارند. مثلاً یک کودک سهساله پرجنبوجوش است، خودش میخواهد کفشش را ببندد یا لباسش را تنش کند، و این طبیعی است. بعضی پدرومادرها حوصله ندارند صبر کنند یا فکر میکنند اگر بچه شیطنت کند، یعنی بیشفعال است! اما واقعیت این است که بچهها در هر مرحله از رشد، نیازهایی دارند و ما باید انتظاراتمان را با سن آنها تنظیم کنیم.
موضوعات مرتبط : بیش فعالی در کودکان
بعضی خانوادهها بچه را محدود میکنند: نه مهمانی میروند، نه اجازه بازی میدهند. بعد توقع دارند کودک در جمع آرام باشد! اگر کودک در یک مهمانی، مطابق سنش شیطنت کند و ما مدام او را دعوا کنیم، یاد میگیرد احساساتش را پنهان کند. این در بزرگسالی مشکلساز میشود.

پس باید هوشمندانه رفتار کنیم. نه آنقدر سخت بگیریم که کودک احساساتش را خفه کند، نه آنقدر آزاد بگذاریم که کنترلش را از دست بدهد. این تعادل را باید خودمان یاد بگیریم: **کجا بگوییم “نه”، کجا بگذاریم کودک خودش باشد. اینطوری در آینده هم فردی سالمتر از نظر روحی خواهد بود.
آیا خود ما الگوی هیجانی مناسبی برای کودک هستیم؟
مدیریت هیجان برای کودکان چیزی نیست که فقط با حرف یاد بگیرند. آنها بیشتر از رفتار ما الگو میگیرند! فکر کنید؛ وقتی ما موقع عصبانیت داد میزنیم، یا وقتی ناراحتیم بعضی حرف های نادرست را به زبان می آوریم، کودکمان دقیقاً همان کارها را یاد میگیرد.
اما اگر وقتی عصبانی میشویم، چند نفس عمیق بکشیم و آرام حرف بزنیم، یا اگر غمگین شدیم به جای پنهان کردنش، بگوییم: “امروز یه کم ناراحتم، اما میدونم این حس میگذره”، کودک هم میفهمد که احساسات چیزهای طبیعی هستند و میشود به روش درستی با آنها روبهرو شد.
یادمان باشد بچه ها مثل آینه رفتار ما را برمیگردانند. دفعه بعد که خواستیم در حضور کودکمان واکنش تندی نشان دهیم، بهتر است یک لحظه فکر کنیم: “دوست دارم فرزندم در چنین موقعیتی چه رفتاری داشته باشد؟” همین سؤال ساده میتواند ما را به الگوی بهتری تبدیل کند.
پس قبل از اینکه از کودکمان توقع داشته باشیم احساساتش را کنترل کند، بیایید اول از خودمان بپرسیم: “آیا من هم میتوانم همین کار را بکنم؟”
جمع بندی
مدیریت هیجان برای کودکان نهتنها به آنها کمک میکند در لحظه آرام شوند، بلکه مهارتی است که تا بزرگسالی همراهشان خواهد بود. با صبر، تمرین و استفاده از روشهای درست، میتوانیم فرزندانی پرورش دهیم که با احساسات خود بهخوبی کنار میآیند و زندگی شادتری دارند.
❓ سوالات متداول درباره مدیریت هیجان برای کودکان
❓ مدیریت هیجان در کودکان چیست و چرا اهمیت دارد؟
مدیریت هیجان یعنی کودک بتواند احساسات خود را بشناسد، نام ببرد و به شیوه سالم کنترل کند. این مهارت باعث بهبود روابط اجتماعی و کاهش رفتارهای پرخاشگرانه میشود.
❓ چه روش هایی برای آموزش مدیریت هیجان به کودکان وجود دارد؟
استفاده از بازیهای نقشآفرینی، کتابهای تصویری درباره احساسات، تکنیکهای تنفس عمیق و گفتوگو درباره احساسات روشهای مؤثر هستند.
❓ در چه سنی باید آموزش مدیریت هیجان به کودک شروع شود؟
از سنین پیشدبستانی (۳ تا ۴ سال) میتوان با آموزش ساده مانند نامبردن احساسات و بیان آنها شروع کرد.
❓ چه نشانه هایی نشان می دهد کودک در مدیریت هیجان مشکل دارد؟
پرخاشگری زیاد، گریههای طولانی، انزوا، یا ناتوانی در بیان احساسات از نشانههای ضعف در این مهارت است.
❓ بازیها و فعالیتهای مؤثر برای تقویت مهارت مدیریت هیجان در کودکان چیست؟
بازیهای تخیلی، نقاشی احساسات، قصهگویی و تمرین تنفس عمیق جزو فعالیتهای مفید هستند.






