تاریخ آخرین بروز رسانی اطلاعات افسردگی بعد از ازدواج: مهر ماه 1403
اگر فرصت خواندن متن را ندارید، حتما به فایل صوتی زیر گوش دهید:
یکی از مسائلی که بعد از ازدواج مخصوصا در روزهای اول زندگی ایجاد میشود، بحث دلتنگی برای خانواده و افسردگی بعد از ازدواج است. این موضوع تا حدی قابل درک است و طبیعی میباشد اما زمانی که تمرکز شما را از زندگی مشترکتان با همسرتان بردارد به مسئلهای دردسرساز تبدیل خواهد شد. با توجه به عمومی بودن این مسئله ما در این مقاله از مرکز تخصصی مشاوره طلاق، به بررسی افسردگی بعد از ازدواج میپردازیم و به ذکر علل و راههای درمان نیز خواهیم پرداخت.
فهرست مطالب
مهمترین علائم افسردگی پس از ازدواج

ازدواج اغلب به عنوان یک نقطه عطف شاد در نظر گرفته می شود که نماد عشق، مشارکت و رویاهای مشترک است. با این حال، زندگی زناشویی همچنین می تواند استرس های قابل توجهی را به همراه داشته باشد که ممکن است منجر به افسردگی شود.
درک علائم افسردگی بعد از ازدواج برای شناسایی زودهنگام این موضوع و جستجوی حمایت مناسب بسیار مهم است. این مقاله مهمترین علائم افسردگی را که ممکن است افراد پس از ازدواج تجربه کنند، بررسی خواهد کرد.
1. غم و اندوه مداوم یا کم خلقی
یکی از علائم بارز افسردگی بعد از عقد، احساس غم و اندوه فراگیر است که برای مدت طولانی باقی می ماند. افراد تازه ازدواج کرده ممکن است احساس خستگی عاطفی یا بی حسی کنند. این می تواند به صورت عدم علاقه به فعالیت هایی که قبلاً باعث شادی می شدند، مانند سرگرمی ها، معاشرت یا گذراندن وقت با عزیزان ظاهر شود.
گریه مکرر یا احساس غم و اندوه بدون دلیل واضح می تواند نشان دهنده افسردگی باشد. معمولاً افراد در این دوران انتقال احساس می کنند تحت تأثیر احساسات خود قرار می گیرند.
2. از دست دادن علاقه یا لذت
پس از ازدواج، برخی از افراد ممکن است کاهش قابل توجهی در علاقه به فعالیت هایی داشته باشند که زمانی از آنها لذت می بردند. ممکن است فرد از گردهمایی های اجتماعی، دوستان یا رویدادهای خانوادگی کناره گیری کند و به جای آن انزوا را انتخاب کند.
این کناره گیری می تواند روابط را تیره کند و احساس تنهایی را افزایش دهد. ممکن است فرد علاقه خود را نسبت به فعالیت هایی که قبلاً با همسرش لذت می برد از دست بدهد و منجر به قطع ارتباط در رابطه شود. این می تواند تنش ایجاد کند و بیشتر احساس غم و اندوه را تشدید کند.
3. تغییر در الگوهای خواب
اختلالات خواب از علائم رایج افسردگی بعد از ازدواج هستند که می توانند تأثیر عمیقی بر سلامت کلی داشته باشند. مشکل در به خواب رفتن یا خواب ماندن می تواند شایع باشد. افراد ممکن است شب ها بیدار بخوابند و در مورد نگرانی ها یا احساس بی کفایتی مربوط به نقش جدید زناشویی خود نشخوار کنند.
برعکس، برخی ممکن است دچار خواب بیش از حد شوند و از خواب به عنوان فرار از درد عاطفی خود استفاده کنند. این می تواند منجر به احساس بی حالی و خستگی شود.
4. تغییر اشتها یا تغییرات وزن
تغییرات قابل توجه در اشتها یا وزن می تواند نشانه افسردگی بعد از عقد باشد. ممکن است افراد علاقه خود را به غذا از دست بدهند که منجر به کاهش وزن می شود. وعدههای غذایی که قبلاً از آن لذت میبردید ممکن است غیرجذاب شوند و به کمبودهای تغذیهای کمک کنند.
از طرف دیگر، برخی ممکن است برای راحتی به غذا روی آورند که منجر به پرخوری و متعاقب آن افزایش وزن شود. این می تواند منجر به احساس گناه و شرمندگی شود و علائم افسردگی را بدتر کند.

5. احساس گناه یا بی ارزشی
افراد تازه ازدواج کرده ممکن است با احساس بی کفایتی یا گناه مرتبط با نقش خود در ازدواج دست و پنجه نرم کنند. احساس شکست در مورد برآورده کردن انتظارات، چه خود تحمیلی یا درک شده از سوی دیگران، می تواند چرخه ای از خودگویی منفی ایجاد کند.
افراد ممکن است از خود انتقاد کنند که شریک ایده آلی نیستند که منجر به علائم افسردگی بیشتر شود. احساس گناه در مورد تجربه افسردگی در زمانی که قرار است زمان شادی باشد می تواند موضوع را تشدید کند. افراد ممکن است با این باور که باید از ازدواج خود لذت ببرند دست و پنجه نرم کنند که منجر به افزایش شرم و ناامیدی می شود.
6. مشکل در تمرکز
افسردگی بعد از عقد می تواند بر عملکردهای شناختی تأثیر بگذارد و منجر به مشکل در تمرکز و تصمیم گیری شود. ممکن است افراد کمبود تمرکز یا وضوح را تجربه کنند که درگیر شدن در کارهای روزمره را به چالش میکشد. این می تواند منجر به اشتباه در محل کار، فراموش کردن قرار ملاقات ها یا احساس غرق شدن در مسئولیت ها شود.
تصمیم گیری ممکن است به دلیل احساسات شدید شک و اضطراب فلج شود. این می تواند پویایی های زناشویی را پیچیده تر کند زیرا ممکن است شرکا برای تصمیم گیری مشترک دچار مشکل شوند.
7. تحریک پذیری و عصبانیت
افسردگی بعد از ازدواج نه تنها به صورت غم و اندوه بلکه به صورت تحریک پذیری و ناامیدی نیز ظاهر می شود. افراد ممکن است تغییرات خلقی سریع را تجربه کنند و بدون دلیل ظاهری از غم و اندوه به تحریک پذیری تغییر کنند.
این می تواند منجر به درگیری با همسر و ایجاد یک محیط خانه پرتنش شود. افزایش ناامیدی در مورد مسائل جزئی می تواند منجر به طغیان یا مشاجره شود، روابط را تیره کند و احساس انزوا و غمگینی را تشدید کند.
8. کمبود انرژی و خستگی
خستگی مزمن و کمبود انرژی از علائم شایع افسردگی هستند. حتی پس از یک خواب کامل، افراد ممکن است دائماً احساس خستگی کنند و درگیر شدن در فعالیت های روزانه یا انجام مسئولیت ها را چالش برانگیز کند.
این می تواند زندگی شخصی و حرفه ای را تحت تأثیر قرار دهد. کمبود انرژی می تواند منجر به کاهش انگیزه برای شرکت در فعالیت ها یا کارهای خانه شود و به چرخه بی تحرکی و احساس بی ارزشی کمک کند.
9. افکار مرگ یا خودکشی
در موارد شدید، افسردگی بعد از عقد می تواند به افکار آسیب رساندن به خود یا خودکشی منجر شود. ممکن است افراد در شرایط خود احساس کنند که در دام افتاده اند و وضعیت خود را تغییرناپذیر می دانند. این ناامیدی می تواند منجر به افکار و رفتارهای خطرناک شود.
مطلب مفید دیگر: زندگی با خانواده همسر
اگر فردی افکار خودکشی را تجربه کرد، بسیار مهم است که فوراً به دنبال کمک حرفه ای باشید. صحبت با یک متخصص سلامت روان می تواند حمایت و راهبردهایی را برای مقابله با این احساسات ارائه دهد.
علت افسردگی بعد از ازدواج

عوامل مختلفی میتواند باعث افسردگی بعد از ازدواج شود، اما برخی از این عوامل رایج تر هستند. در زیر به برخی از علل معمول افسردگی زنان پس از ازدواج اشاره خواهیم کرد:
افزایش مسئولیتهای زندگی
وقتی وارد زندگی مشترک میشوید، نقش و مسئولیت شما به عنوان یک زن برای تامین نیازهای خانوادگی و مراقبت از همسر و فرزندان تغییر میکند. این تغییرات ممکن است باعث ایجاد فشارهای جدیدی برای شما شده و در نتیجه میتواند به افسردگی منجر شود.
عدم تطابق انتظارات با همسر
اگر تطابق انتظارات و ارزشهای همسر و زن وجود نداشته باشد، ممکن است باعث ایجاد افسردگی و نارضایتی در زنان شود. برای زنان، انتظارات در مورد نقش همسری، تقسیم وظایف خانگی، ارتباطات همسری و مسائل مالی، تأثیرگذار هستند.
عدم وجود تفاهم با همسر
مشکلات در ارتباطات همسری در کنار عدم تفاهم و همدلی و سوءتفاهمها، میتوانند افسردگی را در زنان پس از ازدواج تشدید کنند و در نهایت منجر به کاستیهایی در رضایت و خوشبینی زن در زندگی مشترک شوند.
مشکلان مالی
مشکلات مالی ممکن است در ایجاد افسردگی در زنان پس از ازدواج نقش مهمی داشته باشند. عدم قدرت پاسخگویی به نیازهای مالی خانواده، بدهی ها، مشکلات اقتصادی و عدم رضایت از وضعیت مالی، ممکن است باعث افزایش فشارهای روحی گردند.
تغییر نقشها بعد از ازدواج
بعد از عقد، زوجین به عنوان یک خانواده جدید، وارد روابط خانوادگی جدیدی میشوند. تغییرات در روابط با خانواده همسر، تطبیق با ساختار خانواده جدید و هماهنگی با فرهنگ و رسوم خانواده همسر میتواند عواملی باشد که باعث بروز افسردگی در زنان شود.
راه های درمان افسردگی پس از ازدواج

وضعیت افسردگی بعد از ازدواج، جدی به نظر میرسد و به درمان و راهحلهای مناسبی نیاز دارد. در این قسمت از نوشتار، به برخی از راهحلها و درمانهای رایج درمان افسردگی زنان پس از ازدواج اشاره خواهیم کرد.
مشاوره روانشناختی
یکی از روشهای اساسی درمان افسردگی، مشاوره روانشناختی است. با مراجعه به یک مشاور تجربهای، می توانید درباره علت و عوامل افسردگی خود صحبت کرده و به راهحلهای کارآمد برای بهبود روحیه و کیفیت زندگی خود دست یابید.
مشاوره روانشناختی یا رواندرمانی، فرایندی است که در آن فرد با مشکلات روانی خود وارد جلسات مشاوره میشود تا بهبود هیجانی، بهبود روابط شخصی و حل مشکلات روانی خود را تجربه کند. مشاوره روانشناختی به افراد کمک میکند تا آگاهی بیشتری از خود، شناخت بهتری از احساسات و نحوه واکنش به اطرافیان داشته باشند.
مطلب مفید دیگر: ازدواج بدون عشق
در جلسات مشاوره، روانشناس با استفاده از روشهای مختلف ارتباطی، تکنیکهای خاص روانشناسی به افراد کمک میکند تا نگرشهای پویا، شیوههای مثبت فکر کردن، نحوه برخورد با وضعیتهای مختلف، چالشها یا ناکامیها را بهبود بخشند و بازتاب احساسات، ارزشها و انتظارات خود را ببیند.
مشاوره روانشناختی به عنوان یکی از راههای مراقبت از سلامت روان، درمان اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات خوردن، اعتیاد به مواد مخدر و برای سایر مشکلات روانی مفید است.
مراقبت از وضعیت سلامت روان
مراقبت از سلامت جسمانی و روانی میتواند در بهبود افسردگی بسیار مؤثر باشد. ورزش کردن، تغذیه سالم، استراحت کافی و پرهیز از استفاده از مواد مخدر و الکل میتواند به شما کمک کند که انرژی و روحیه خود را بهبود بخشید.
برقراری ارتباطات اجتماعی سالم
با برقراری ارتباطات اجتماعی سالم، میتوانید احساسات منفی از جمله انزجار و انزوا را کاهش دهید. برای مثال بعد از ازدواج کردن بهتر است سر خود را گرم کنید و اگر شاغل نیستید در گروههای داوطلبانه عضو شده و فعالیتهای اجتماعی مفید انجام دهید.
استفاده از تکنیکهای مدیریت استرس
استفاده از تکنیکهای مدیریت استرس میتواند به کاهش افسردگی بعد از ازدواج کمک کند. استفاده از تکنیکهایی مانند تنفس عمیق، مدیتیشن، یوگا و تکنیکهای روانشناسی میتواند به شما در کاهش استرس کمک کند و در عین حال برای بهبود روحیه شما مفید باشد.
ارتباط برقرار کردن با همسرتان
با ارتباط برقرار کردن، نیازها و احساسات خود را به همسرتان بیان کردن، میتواند در بهبود روابط همسری و کاهش افسردگی به شما کمک کند. از طریق درک نیازها و انتظارات همدیگر، میتوانید روابط خود را تقویت کرده و بهبودی چشمگیری را تجربه کنید. در نتیجه، توصیه میشود که همیشه سعی کنید با همسرتان در تعامل باشید و از ابراز نیازهای خود به او برای بهبود روابطتان استفاده کنید.
تعامل با همسر و بیان نیازها
تعامل با همسر و بیان نیازها و احساسات به او، میتواند در بهبود روابط همسری و کاهش افسردگی کمک کند. با برقراری ارتباط با همسر و درک نیازها و انتظارات یکدیگر، میتوانید روابط را قویتر کنید و تجربه بهتری از زندگی مشترک داشته باشید.
انجام فعالیتهای لذت بخش

اگر فعالیتهایی را که از آنها لذت میبرید و انرژی میگیرید، انجام دهید، روحیه و انگیزه شما بهبود خواهد یافت. به تخصیص زمان برای این فعالیتها و لذتبردن از آنها توجه کنید، زیرا میتواند به کاهش افسردگی کمک کند.
در صورت تجربه افسردگی مزمن و احساس نارضایتی مداوم، بهتر است به پزشک یا متخصص روانشناسی مراجعه کنید. آنها میتوانند به شما تشخیص دقیقتری درباره افسردگی بعد از ازدواج بدهند و درمان مناسبی را توصیه کنند.
مقابله با فروریزی عاطفی
بعضی از زنان، و به مقدار کمتری مردان، پس از ازدواج در راستای تسکین هیجانات اولیه تلاش میکنند اما در نهایت با فروریزی عاطفی مواجه میشوند و احساس میکنند که از فردی شاد و پرانرژی به فردی پیر و کسل کننده تبدیل شدهاند. این احساس منفی ممکن است به دلایل مختلفی در ذهن افراد پدید آید.
برای مثال زوجینی که با یکدیگر تفاهم ندارند نمیتوانند فعالیتهای مشترک نیز با یکدیگر انجام دهند و به همین دلیل حوصلهشان سر رفته و احساس کسلی یا بی رمقی به آنها دست میدهد. به همین دلیل کمک گرفتن از یک روانشناس و رفتن به جلسات مشاوره ازدواج میتواند گامی مثبت در جهت توانمندسازی شما در ازدواج باشد.
داشتن برنامه ریزی مالی
با پرداخت هزینه های جدید در زندگی زناشویی و به اشتراک گذاشتن هزینهها برای گذراندن زندگی، احساسات جدیدی را تجربه میکنید. دلیل این امر برایتان این است که زوجین در زمان مجرد بودن، درآمد خود را صرف خودشان میکردند.
همچنین تلاش و استرس قبل از عروسی باعث میشود که زوجین، همسر خود را درگیر مشکلات روزهای بعد از ازدواج نکنند تا با مواجه شدن با لحظات زندگی زناشویی دچار سردرگمی یا اختلاف نشوند. به صورت کلی زوجینی که مهارت بالایی در زمینه مدیریت مالی دارند زندگی شادتری و پر از آرامشی خواهند داشت به همین دلیل داشتن برنامه ریزی مالی گامی بسیار مفید در جهت مقابله با افسردگی بعد از ازدواج است.
کمک گرفتن از یک مشاور
با توجه به داشتن افکار منفی در دوران پس از ازدواج، همراه با احساس گناه، زوجین باید به دنبال یک مشاور باتجربه و ماهر باشند تا بتواند شرایط و احساسات آنها را به خوبی درک کند.
این مشاور به شما کمک میکند تا احساس گناه را از خود دور کنید و انتظارات غیر واقعی خود از ازدواج را کنار بگذارید. در پایان، او با تمرکز بر روی دیگر روابط و مشکلات زندگی زناشویی به شما کمک خواهد کرد و مشکلات با درمان آنها، حل شوند.
برنامه ریزی در امور خانه
زندگی مجردی را پشت سر گذاشته و وارد زندگی زناشویی شدن برای هر کسی چالش برانگیز است. با این حال، برای سازگاری با شرایط جدید، باید تمام افکار و تصاویری که در مورد ازدواج در گذشته داشتهاید را فراموش کرده و سعی کنید یک زندگی خوشایند و سازنده را با همسر خود رقم بزنید.
برای این منظور، باید با همسرتان برای مسائل مربوط به خانه، زندگی، سلامتی و موارد دیگری که برای شما مهم هستند، برنامهریزی کنید. با تمرکز بر روی این امور، به امید بهترین آینده ممکن برای خود و همسرتان دست خواهید یافت.
کنار آمدن با تغییرات
در طول تغییراتی که در زندگی خود ایجاد میکنید، احساس عدم اطمینان، غم و اندوه ممکن است با شما همراه باشد. در این شرایط، گریه کردن یکی از راههایی است که میتواند به شما آرامش بخشد، بنابراین نباید این راه آرامش را از دست بدهید. برخی از احساسات منفی ناشی از خستگی از فشارهای زندگی هستند، اما بروز این احساسات منفی معیار مناسبی برای سنجش سطح رضایت خود از زندگی زناشویی نیست.
با تلاش کردن و اجرازه دادن به احساساتتان برای جاری شدن میتوانید حجم این تفکرات منفی را به حداقل برسانید و به آرامش دست پیدا کنید تا در نتیجه از افسردگی بعد از ازدواج دور شوید.
دلایل دلتنگی بعد از ازدواج

اهمیت دلبستگی میان اعضای خانواده یکی از ویژگیهای بارز است. این مسئله باعث میشود که هنگامی که از خانواده خود دور هستید، حس شوق و اشتیاق به دیدار آنها شما را فراگیرد. از طرفی، ازدواج یکی از عاملهایی است که شما را از خانواده پدر و مادرتان جدا میکند و زندگی مستقلی را برای شما ایجاد میکند؛ اما این به معنای فراموش کردن خانواده قبلی شما نیست.
موضوعات مرتبط : مشاوره زوج درمانی
در واقع، شما به دنبال تشکیل خانواده جدیدی هستید، اما همچنان نباید خانواده قبلیتان را فراموشی کنید و از طرفی نیز همیشه با آنها در ارتباط باشید. در روزهای اول زندگی مشترک و در شرایط جدید، این احساس و شوق، قویتر خواهد بود.
گاهی اوقات، اگر این حس دلتنگی را بیش از حد بروز داده و یا تلاش کنید همیشه در کنار خانواده اولتان همانند گذشته باشید، شاید برای همسرتان ناخوشایند شود. بنابراین، همانطور که گفتیم، نکته مهم درباره احساس دلتنگی پس از ازدواج، مدیریت آن است تا بتوانید احساسات خود را کنترل کنید و این در نتیجه، برای همسر شما نیز مطلوب خواهد بود.
فاصله مکانی
یکی از دلایل سادهتری که باعث دلتنگی پدر و مادر بعد از ازدواج میشود، فاصله مکانی است. اگر پس از ازدواج از شهر زادگاه خود دور شده باشید و نتوانید پدر و مادرتان را بیشتر ببینید، این مسئله باعث دلتنگی و در نهایت افسردگی بعد از ازدواج در شما خواهد شد.
سبک نادرست فرزندپروری
دوست داشتن خانواده و وابسته بودن به آنها با تعلق خاطر فرق دارد. هرکس پدر و مادر خود را دوست دارد، اما یک فرد مستقل باید بتواند در کنار دوست داشتن خانواده، از آنها جدا شده و زندگی مستقلی را شروع کند. با این حال، بعضی اوقات سبک پرورشی نادرست و ویژگی های شخصیتی ما میتوانند باعث شوند که نتوانیم به راحتی از خانواده جدا شویم.
در واقع، برخی افراد فقط مثل یک کودک می خواهند همیشه در کنار پدر و مادر خود باشند. به علاوه، این شرایط باعث ایجاد مشکلات بسیاری در زندگی ما می شوند، همچنین دلتنگی را نیز به همراه دارند.
شما از روز بعد از ازدواج به عنوان زن و شوهر جدید زندگی خود را آغاز میکنید. از این پس باید به تنهایی مسئولیتهای تازهای را بر عهده بگیرید. تا دیروز در خانه پدری خود به عنوان فرزندی زندگی میکردید، اما از امروز باید به شکل مستقلی زندگی کنید. این تغییر در زندگی شما هیجانانگیز و جذاب است، اما به همراه آن مشکلاتی مانند دلتنگی یا افسردگی بعد از ازدواج نیز خواهد آمد.
بیماری والدین
بعضی افراد، به ویژه آنهایی که پدر و مادرشان مسن یا بیمار هستند، در خانواده خود به عنوان فرد مسئول برای برعهده داشتن وظایف زیادی شناخته میشوند. این باعث میشود که آنها برای پدر و مادرشان احساس وابستگی بیشتری داشته باشند.
شاید اکنون درگیری فکری داشته باشید که آنها چگونه میتوانند زندگی کنند یا دلتان میخواهد برایشان شور و شادی بیشتری برپا کنید. این مسائل باعث میشود که شما بیشتر از دیگران نسبت به پدر و مادرتان نگران باشید و از دوری آنها دلتنگ شوید.
نیاز به تجربه آنها
وقتی با یک مشکل مواجه میشویم، اغلب در ابتدا به پدر و مادرمان مراجعه میکنیم. آنها به عنوان پشتیبان همیشگی ما، به دردسرهایمان گوش میدهند و ما را در حل مشکلاتمان یاری میکنند.
پس از ازدواج، دیگر به راحتی به پدر و مادرمان دسترسی نداریم و این میتواند باعث احساس دلتنگی شود زیرا ما به مرزهای جدیدی از مشکلات رسیده ایم و به پشتیبانی قبلیمان دسترسی نداریم.گاهی اوقات این واقعیت باعث میشود که دلمان برای روزهای گذشته تنگ شود که به راحتی به آنها تکیه میکردیم.
نتیجه گیری
درک علائم افسردگی بعد از ازدواج برای شناخت و پرداختن به این موضوع سلامت روان ضروری است. غم و اندوه مداوم، تغییر در خواب و اشتها، احساس گناه و مشکلات شناختی شاخص های کلیدی هستند که نشان می دهد ممکن است چیزی اشتباه باشد. اگر شما یا کسی که میشناسید این علائم را تجربه میکنید، مهم است که از یک متخصص سلامت روان کمک بگیرید.
مداخله زودهنگام می تواند منجر به درمان و حمایت موثر شود و راه را برای ازدواج سالم تر و شادتر هموار کند. به یاد داشته باشید، کمک خواستن نشانه قدرت است و برداشتن گام های پیشگیرانه به سمت سلامت روان برای هر دو شریک زندگی زناشویی حیاتی است.






